گنج

بخش ۱۰۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ردارد۲۶ بیت
ای پیک صبا مصر وصالم به کف آمداز جای بجنب آخر و برخیز بشیرا
پیراهن این یوسف گم گشتهٔ خون ترالقاهُ علی وجه ابی، یات بصیرا
حدیث شوق دارد عرض و طولیچه بتواند رسانیدن رسولی؟
چو شرح سوز دل با خامه گویمبه خون دیده روی نامه شویم
به جای دوده دود از نی برآرمبلاهای سیاهش بر سر آرم
ستمهایی که من دور از تو دیدمجفاهایی که از دوران کشیدم
اگر گویم دلت باور ندارددرون نازکت طاقت نیارد
دلم در بحر حیرت غوطه‌ها خَوردولیکن عاقبت گوهر برآورد
اگر چه تلخ بار آمد درختمدر آخر عقد حوا کرد بختم
ز زنبور ارچه زخم نیش خوردمولیکن شهدش آخر نوش کردم
چه شد گر شد جهان تاریک برمن؟به خورشیدم شد آخر چشم روشن
اگرچه زحمت ظلمت کشیدمزلال چشمهٔ حیوان چشیدم
نمانده‌ست آرزو اکنون جز اینمکه دیدار عزیزت باز بینم
جمال وصل از آن رو در نقاب استکه چشم بد میان ما حجاب است
نسیم صبح دولت چون برآیدز روی آرزو برقع گشاید
چون سر چاه بلا باز شود بر یعقوبحال پیراهن یوسف همه پوشیده شود
باش تا دست دهد دولت ایام وصالبوی پیراهنش از مصر به کنعان شنود
چو جم در نامه حال دل بیان کردبریدی را به چین حالی روان کرد
ز عهد روزگار خویش راضیملک می‌خواست عذر عهد ماضی
نه یکدم بی نشاط و باده بودینه بی صوت عنادل می‌غنودی
ز جام لعل نوشین باده می‌خَوردقضای صحبت مافات می‌کرد
پس از سالی صبوحی کرد یک روزملک با آفتاب عالم افروز
به باغی خوشتر از فردوس اعلینباتش را خواص کلک عیسی
به تیغ بیدش افکنده سپر غمنسیمش داده جان از ضعف هر دم
سر نرگس ز می مایل به پستیگشاده برگ چشم از خواب مستی
نشسته بر چمن قمری و بلبلنوازان این غزل بر نرگس و گل