گنج

غزل شمارهٔ ۶۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وریاست۵ بیت
مشنو، که مرا از درت، اندیشه دوری است اندیشه اگر هست، ز هجران، نه ضروری است
دور از تو سرش باد ز تن دور، به شمشیر آن را که به شمشیر ز کویت، سر دوری است
ما یار نخواهیم گرفتن، به دو عالمغیر از تو تو آن گیر، که عالم همه حوری است
با آتش عشق تو، کجا جای قرار است با این دل دیوانه، کرا برگ صبوری است
بلبل ز صبا، عشق بیاموز، که عمری جان داده و خشنود، به بوی از گل سوری است