گنج

غزل شمارهٔ ۵۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: اناست۹ بیت
رفیقان! کاروان، امشب، روان استدل مسکین من، با کاروان است
زمام اختیار، از دست ما رفتزمام اکنون، بدست ساروان است
نگارم رفت و چشمم ماند، در راهولی اشکم هنوز از پی، روان است
امید زندگانی، از که دارد؟دل مسکین من، چون او روان است
تن من با فراقش، همرکاب استسر من با عنانش، همعنان است
زچشم عاشقانش، کاروان راهمه منزل، گل و آب روان است
طلب کاریم و مقصد، ناپدید استگران باریم و مرکب، ناتوان است
خدا را ساربان امروز، محملمران کین روز برما، بس گران است
گرت سودای این راهست، سلمانز خود بگذر، که اول منزل، آن است