گنج

شمارهٔ ۳۴ - هجو شخصی که به ضیافت رفته بود

ای گلبن باغ حسن، آخرگل ها ز برای خود گشادی
رفتی به ضیافت حریفاناز دست عنان خویش دادی
از شومی آب و دانه آخردر دام فساد اوفتادی
از طبع خسیس خویش چون ناف... را به سر شکم نهادی