گنج

شمارهٔ ۲۱ - سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو

سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در توهر غباری سوی خورشید برد عشق بلند
به سخا تا کف جود تو درافشان گردیدابر خود را ز حسد برد و به دریا افکند
گردد امید ز کم لطفی تو بیش مرامی شود سایه ز کوتاهی خورشید بلند