شمارهٔ ۱۹ - باز فرستادن خربزه
کام بخشا! ز تو شد خربزه ای لطف مراهمچو حوران بهشتی خوش و پاکیزه سرشت
داده دهقان عوض آب به او شربت قند«هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت»
چون تو شیرینی هر حرف نکو می دانی«مدعی گر نکند فهم سخن، گو سر و خشت»
بود چون لایق بزم تو، مناسب دیدمکز بهشت آمده را باز فرستم به بهشت