شمارهٔ ۷۹۷
ما به گلزار معانی آب گوهر بستهایمرنگ گلهای سخن را رنگ دیگر بستهایم
دیده را از رشک پوشیدیم، غیرت بین که غیربا تو خلوت کرده و ما خانه را در بستهایم
مُهر خاموشی به لب داریم تا جان در تن استما طلسم شِکوه را بر نام محشر بستهایم
برنمیتابد حدیثی کز لب او کردهایمآب بسیاری به جوی تنگ شکر بستهایم
ناله شرح شعلهٔ شوقم کند با او سلیمنامهٔ پروانه بر بال سمندر بستهایم