گنج

شمارهٔ ۶۵۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابستند۷ بیت
سر کن سخنی تا دل بدحال گشایدکز باد نفس، غنچه ی تبخال گشاید
پیچیدگی زلف سخن، حسن کلام استدایم دلم از همدمی لال گشاید!
بی رخصت معشوق، سفر شرط وفا نیستمرغ چمن از مصحف گل فال گشاید
چون بند قبایی که گشایند ز گرمااز آه دلم مرغ هوا بال گشاید
سنگ کف دیوانه ی مسکین همه بینندکس نیست که تا دامن اطفال گشاید
در وعده ی وصلی که دهد، صبر ضرور استیک غنچه درین باغ به صد سال گشاید!
در کنج دهانی که سلیم از غم آن مردچون صفر پی بوسه دهان خال گشاید