گنج

شمارهٔ ۶۱۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابشود۷ بیت
پیاله چون به من از دست او حواله شوددهان غنچه پر از آب چون پیاله شود
ز شوق بزم وصال تو همچو موسیقارنفس چو پیش لب من رسید، ناله شود
هوای داغ جنون در کدام سرکه نبود؟گمان که داشت که آخر نصیب لاله شود
نصیب نیست بقایی شکفته طبعان رارسد به عمر طبیعی چو می دوساله شود
ز آب، همچو صدف، کام من پرآبله استچو جام، آه اگر آتشم حواله شود
ز ناز، دیر کشد ساغری که می گیردشراب لاله و گل، کهنه در پیاله شود
سلیم آنچه به یک نکته ما بیان سازیماگر به شرح درآرند، صد رساله شود