شمارهٔ ۵۵
فلک نبود به مستی حریف نالهٔ ماچو لاله ریخت از آن سرمه در پیالهٔ ما
به جز چراغ نداریم مجلسافروزیبه غیر شیشه کسی نیست هم پیالهٔ ما
ز بخت ما مددی غیر ازین نمیآیدکه از سیاهی او رم کند غزالهٔ ما
نمیتوان به دل گرم ما به سر بردنچو سایه داغ گریزان بود ز لالهٔ ما
شود سلیم همه صرف شاهد و مطرباگر جهان زر گل را کند حوالهٔ ما