شمارهٔ ۵۳۳
نهال ما که چو نی پر ز بند میرویداز او چو غنچه دل مستمند میروید
چنان ز عشق به دل داغ سوختن بردمکه بعد مرگ ز خاکم سپند میروید
ز آرزوی سر زلف او من آن صیدمکه هرکجا که نهم پا، کمند میروید
نصیب من دم آبی نشد ز همت منچو سبزهای که ز جای بلند میروید
به هر چمن که گشاید سلیم زخم نهانز شاخ، غنچهٔ او هرزهخند میروید