گنج

شمارهٔ ۲۸۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنرفت۷ بیت
غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاستلاله را داغ می گلگون به دامان از کجاست
خاطر ما چون کند ضبط دل از آشفتگی؟گل چه می داند ره چاک گریبان از کجاست
رهزنی چون عشق دارد دل، ز حال او مپرسعاقلان دانند این دیوانه عریان از کجاست
کارها فرهاد کرد و عاقبت کاری نساختعشق پندارند آسان است، آسان از کجاست
در محبت چشم نتوانم به یکدیگر نهادمن ندانم این همه خواب پریشان از کجاست
هست تا سرمایه ی خست، مترس از احتیاجکشتی خودبسته ای بر خشک، طوفان از کجاست
شکوه در پیری مناسب نیست از قسمت سلیمنان خشکی چون صدف داریم، دندان از کجاست