گنج

شمارهٔ ۲۳ - تضمین غزل خواجه حافظ علیه‌الرحمه - بمناسبت عید مولود امیرالمؤمنین علی (ع)

۲۴ بیت
بخلق عالمی ای اهل عشق ناز کنیدرسید یار ز ره ساز عیش ساز کنید
به طاق ابروی محرابیش نماز کنیدمعاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید
در این مقام که یاران مهربان جمعندهمه بعشق علی شاه انس و جان جمعند
جدائی افتدشان گر ز تن بجان جمعندحضور خلوت انس است و دوستان جمعند
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
قدح کشان که بعشرت مقیم این کوینداسیر طره آن یار عنبرین مویند
درون پرده بر از و نیاز با اویندرباب و چنگ به بانگ بلند میگویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
غلام دولت آنم که اوست بنده بعشقدل از مصاحبت غیردوست کنده بعشق
چو شمع سوزد و در گریه‌است و خنده بعشقهر آنکسی که در این حلقه نیست زنده بعشق
بر او چو مرده به فتوای من نماز کنید
خبر شوید که در عشق کار دشوار استعتاب و ناز و تکبر همیشه از یار است
نیاز و عجز و تضرع ز عاشق زار استمیان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
همای اوج سعادت به هر هوا نپردفریب کس نخورد شید هر دغا نخرد
غم نهفته به جز بر در خدا نبردبه جان دوست که غم پرده شما ندرد
گر اعتماد به الطاف کارساز کنید
بزرگ مایه ایمان ثبات و تمکین استمکن مصاحبت آن را که اهل تلوین است
که آن مخرب اخلاق و رهزن دین استنخست موعظه پیر می‌فروش این است
که از مصاحب نا جنس احتراز کنید
مگر خبر شده زین جشن جان فزا حافظکه نظم خویش فرستاده با صبا حافظ
صغیر یافت که دارد چه مدعا حافظاگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید