گنج

شمارهٔ ۱۱۵ - قطعه

۳ بیت
زبان زندانی و کام تو زندانمقفل گشته این زندان به دندان
چو باز این قفل زان زندان نمائیبزندانی در زندان گشائی
بسوی ناروائیها گرایدکند هر کار از دستش برآید