شمارهٔ ۵۴ - نصیحت
بخر پند و مکن حکمت فروشیخموشی کن خموشی کن خموشی
چو دهقانر است پنهان دانه در گلدر آخر یابد از آندانه حاصل
و گر بگشود خاک و وانمودشبغیر از ناامیدی نیست سودش
تو را حکمت چو حرفی در دل آردگرش پوشیده داری حاصل آرد
شود آن حرف فعل و از تو زایدجهانی را چو خور روشن نماید
گر آوردی بلب جزء هوا شدگهر رفت از کف و جانت گدا شد