شمارهٔ ۴۸ - حکایت
شنیدستم بدیوانه نمائیترحم کرد شخصی کفش پائی
شد آن ژولیدهٔ حق بر لب رودبزیر سر نهاد آن کفش و بغنود
ز جاجست و در آبش کرد پرتابکه نگذارد روم این کفش در خواب
بلی بهر دلی کان جای یار استبه کفشی هم تعلق ناگوار است
متنها از گنجور — سرایندگان سدهٔ سوم تا چهاردهم، همگی در مالکیت عمومی.
قلم ابر، طراحی رضا بختیاریفرد — با پروانهٔ استودیو، میزبانی محلی.
۲۳۹ سراینده · ۱۳۳٬۰۸۴ شعر · ۳٬۰۶۴٬۰۹۹ بیت و مصرع
ساختهٔ TheRight Agency