شمارهٔ ۹ - قطعه
توان بچار صفت بود مفتخر کان چارچو کیمیا و چو عنقا بود ز کیمیابی
یک از چهار تواضع باختیار که آنبرون ز شیوهٔ خودداری است و بیتابی
دوم سخا که برای سخی عنان گیردز طبع خاکی و بادی و ناری و آبی
سیم محبت نوعی که هرکه زین دریانخورد آب نبیند بخویش شادابی
چهارم است ترحم بزیر دست که آنسبب شود به عنایات ربالاربابی
صغیر کام دو گیتی میسر است تو رااگر که در طلب این چهار بشتابی