شمارهٔ ۴۵ - قطعه
هزار شکر که هرچند خامه فرسودمدهان به مدح و به ذم کسی نیالودم
مرا نبود طمع خلق را کرم زین رومن از معاملهٔ هجو و مدح آسودم
به هیچ قیمت نفروختم جواهر خویشبه کس برای صلت هیچ مدح نسرودم
خلاف آنکه بانده زید ز طالع بدمن از مساعدت بخت خویش خوشنودم