شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
شاه اورنگ انماست علیحق و حق بین و حقنماست علی
ید حق عین حق لسان حق استپای تا سر همه خداست علی
اسم اعظم طلسم موجوداتگنج الا ز بعد لاست علی
جز خدایش نمیتوان خواندنچکنم اینکه نارضاست علی
بشنو معنی ولایت رابندهٔ حق خدای ماست علی
هر کجا بنگری علی باشدتا نگوید کسی کجاست علی
موجد ممکنات و مظهر کونمظهر ذات کبریاست علی
ماسوی بیوجود او عدمندز انکه فیاض ما سواست علی
کارفرما به کارخانهٔ حقماسوی را سوا سواست علی
نفس کونست مصطفی آنگاهنفس فیاض مصطفی است علی
پیشوای رسل بود جبریلبهر جبریل پیشواست علی
انبیا را معین و یار و ظهیرسر و سرخیل اولیاست علی
رکن و خیف و منی حطیم و حجرمشعر و زمزم و صفاست علی
ساحل و موج و قعر و در و صدفبحر و کشتی و ناخداست علی
معنی هل اتی علی الانسانسر یاسین و طا و هاست علی
بلکه تفسیر جمله قرآن رااز الف تا بحرف یاست علی
اصل فرقان و مبدء آیاتنقطه ابتدای باست علی
مستقیم اوفتد صراط آنگاهکه مخاطب با هدناست علی
مصطفی خلق را به خم غدیرگفت خضر ره شماست علی
من لوائی فراشتم از دینبعد من صاحب لواست علی
آمر و ناهی قوائد شرعز ابتدا تا به انتهاست علی
ای که جوئی عطا بجو از ویمعدن رحمت و عطاست علی
ای که خواهی سخا بخواه از اومنبع بخشش و سخاست علی
لنگر عرش و زیب و زینت فرششه عرض و مه سماست علی
در جهان مایه ضیاشمس استشمس را مایه ضیاست علی
مس قلبت به مهر او کن زرزانکه اکسیر قلبهاست علی
خضری از رهبرت شود یابیاینکه سرچشمه بقاست علی
نیست خائف ز عرصه عرصاتهرکه را مایه رجاست علی
چون زمین مر سپهر را حاکمچون قدر آمر فضاست علی
مکن از کار بسته اندیشههر گره را گره گشاست علی
مظهر الرؤف و القهاربهر بیگانه و آشناست علی
دوستان خدای را از نامدردل و جان فرحفزاست علی
دشمنان خدای را یکسردرد و رنج و غم و بلاست علی
کافی هم خاطر مهمومشافی درد بیدواست علی
به ثنایش مرا چه حد که ز حقدر خور مدحت و ثناست علی
خوش که گویم مدیح فرزندشکش به کونین مدعاست علی
شاه صابر که بر حقیقت اوحق بود شاهد و گواست علی
آنچنان در علی بود فانیکز وجودش همین بجاست علی
ز آستانش صغیر روی متابز انکه صاحب بدین سراست علی