شمارهٔ ۳۸ - در تهنیت عید مولود مسعود حلال مشکلات کشتی نجات علی علیهالسلام
چه خوش گفت الحق رسول مصدقکه حق با علی و علی هست با حق
به اهل حقیقت بود این حقیقتمعین مبرهن مسلم محقق
نشان ماند از مولدش تا بعالماز این رو جدار حرم گشت منشق
به مام وی از ادخلی بیتی آمدخطاب از حق این هست قولی موثق
چه در انبیا و چه در اولیا کسبدین رتبه نائل نگردیده الحق
نداده است حق ابیض و اسودی رامقامی چنین زیر این چرخ ازرق
به از حب او طاعتی نیست حق رامخور غم بدین طاعتی گر موفق
مشو غافل از حب آن شه که بیشککند حب محب را به محبوب ملحق
بدین خدا سعی او گشت بانیبشرع نبی تیغ او داد رونق
ببین تا چه فرموده ختم رسولانبتوصیف یک ضربتش یوم خندق
ز میدان او بود دشمن فراریبدان سان کز آتش فراری است زیبق
نه میدان که چونمرکب انگیخت بودیجهان بهر جولانگه او مضیق
خود او دست حق است و از اوست برپامر این طاق و ارون و کاخ معلق
خدایش نخوانم ولیکن ندانمجز او ناظم نه رواق مطبق
بخورشید از آن داد رجعت که دانیامور فلک در کف اوست مطلق
از او سر بسر ماسوی راست هستیکه گردد ز مصدر همی فعل مشتق
مقیمان خاک درش را چه حاجتبه ایوان کسری و قصر خورنق
گروهی که جز او گرفتند رهبربدان بیخردها خرد میزند دق
به پرهیز و مستیز و بگریز زیشانکه بگریخت عیسی ابنمریم ز احمق
کسی را که یزدان کند مدح ذاتشچه جای صغیر و جریر و فرزدق
الا تا به بستان دمد در بهارانگل و سنبل و لاله نسرین و زنبق
مراد محبش سراسر میسرامور عدویش به کلی معوق