گنج

شمارهٔ ۳۵ - در تهنیت عید مولود ولی ذوالمنن

۱۷ بیت
چو یار پرده ز رخسار برگرفت امروزجهان پیر جوانی ز سر گرفت امروز
بلی چگونه نگردد جهان پیر جوانکه یار پرده ز رخسار برگرفت امروز
صبا ز قالیه بیزی چو طره جانانسبق بعنبر و بر مشک تر گرفت امروز
هوا لطیف و فرحناک شد چو چهره حورجهانچو خلد برین زیب و فر گرفت امروز
سزد بخلد ببالد زمین که زینت و فربسی ز خلد برین بیشتر گرفت امروز
اگرچه بود مصفا جهان ز مقدم عیدصفای تازه ز جای دگر گرفت امروز
پرید طایر اقبال خاکیان جائیکه همچو بیضه فلک زیر پر گرفت امروز
ز دست خویش مخور می‌که بایدت ساغرز دست دلبر کی سیمبر گرفت امروز
مرو به مجلس کوران که بایدت منزلببزم مردم صاحب‌نظر گرفت امروز
گر اهل ورد و دعائی ز خود مشو غافلکه بایدت ز دعاها اثر گرفت امروز
که هست نیمه شعبان و حجه ابن‌حسننقاب از رخ همچون قمر گرفت امروز
چو عسگری پدری با هزار شوق و شعفببر چو مهدی قائم پسر گرفت امروز
پسر ولی خدا و پدر ولی خداچنین پسر بکنار آن پدر گرفت امروز
ستاره سحر دین نمود دوش طلوعنهال گلشن توحید بر گرفت امروز
از آسمان هویت دمید خورشیدیکه پرتو رخ او بحر و بر گرفت امروز
خوشا بحال کسی کز محبت آن شاهز حق برات نجات از سقر گرفت امروز
برای راحت فردا و دفع هر بیدادصغیر دامن آن دادگر گرفت امروز