شمارهٔ ۳۱ - قصیده مولودیه ذیل در ماه رجب ۱۳۴۹ هجری
به عتبات مشرف شده بودند در اصفهان سروده شد و ارسال گردید
زمین به عرش برین دارد افتخار امروزکه شد در آن ملک العرش آشکار امروز
بگو بموسی ارنی بس است دیده گشایپیمشاهده طلعت نگار امروز
فرو نهاد ز رخ پرده یار و در حق مانکرد هیچ ز رحمت فروگذار امروز
علیپرستان ایمان خویش تازه کنیدز بادهٔ کهن ناب خوشگوار امروز
خورید از کف هم باده بیحساب امشبزنید بر لب هم بوسه بیشمار امروز
ببانک چنگ و به آواز تار مگذاریدرها ز چنگ شود تار زلف یار امروز
خورید باده و مستی کنید بیپردهکه شد ز پرده پدیدار پردهدار امروز
بر غم زاهد خودبین خودنما گردیدبکام باده کشان دور روزگار امروز
به شیخ شهر بگو عذر میکشان بپذیرکه نیست در کف این قوم اختیار امروز
بهار آورد ار صدگل از عدم بوجودگلی شکفته که آورده صدبهار امروز
سزد ز خاک شود مشک ناب ارزانترچنین که باد صبا گشته مشگبار امروز
برقص هفت آب و چارام افتد که هستولادت آب ذوالمجد هفت و چار امروز
علی (ع) عالی اعلا بکعبه یافت ظهورحریم کعبه از آن یافت اعتبار امروز
پدید گشت یدالله فوق ایدیهممحمد (ص) عربی یافت دستیار امروز
بجای دار جهودان به انتقام مسیحلوای نصر من الله شد استوار امروز
برای کشتن فرعون خصلتان دنیعصای موسی گردید ذوالفقار امروز
صبا ز ملک صفاهان تو با هزار درودبسوی یار سفر کرده کن گذار امروز
ببوس خاک قدومش بجای ما آنگاهبگو که جای تو خالی در این دیار امروز
بباطن ار چه تو داری بدل قرار ولیبظاهریم ز هجر تو بیقرار امروز
بیمن همتت ای شاه صابر اخوان راملالتی نبود غیرانتظار امروز
بساط جشن فراهم نموده و خواهندبه عشق مولا سازند جان نثار امروز
بحضرتت همه تبریک گو بویژه صغیرهمان که جز بتو نبود امیدوار امروز