بسم االله الرحمن الرحیم
وَ اَلتِّینِ وَ اَلزَّیْتُونِ (۱) وَ طُورِ سِینِینَ (۲) وَ هٰذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِینِ (۳) لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (۴) ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ (۵) إِلاَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (۶) فَمٰا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ (۷) أَ لَیْسَ اَللّٰهُ بِأَحْکَمِ اَلْحٰاکِمِینَ (۸)
بنام خدای بخشاینده مهربان
به تین و زیتون (۱) و طور سینین (۲) و این شهر امین (۳) بتحقیق آفریدیم انسان را در خوبتر راست کردنی (۴) پس گردانیدیمش فروتر فروتران (۵) مگر آنکه ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته پس مر ایشانراست مزدی غیر مقطوع (۶) پس چه چیز تکذیب مینماید ترا بعد ازین در دین (۷) اما نیست خدا حکمرانتر حکمرانان (۸)
باز بر انجیر و بر زیتون قسمداند او خود اختصاص این دو هم
مر خواصی شاید اندر این دو استکآن نهان از دانش ما و تو است
تو بر اینی که بِه است از تین، عنبپس به تین سوگند از چه خورده رب
از فواکه یا که دی گر چیزهابِه ز زیتون است در تمیزها
سرّ اشیاء را کسی داند که اوکرده خلق انجیر را بد یا نکو
گفت ابلیس آتش از خاک است بِهشد بر او اسرار خلقت مشتبه
تو مشو ابلیس خو ای هوشمندکن هر آنچه حق پسندد تو پسند
تین و زیتون گفته اند اینسان کرامکه بود نام دو موضع در مقام
مرسلی آن را عبادتگاه کردچون ز یمنش حق ورا آگاه کرد
تین و زیتون یا به تحقیق متینآن معانی کلی و جزئی است هین
هم قسم بر طُورِ سِینِین کآن زمینبُد مقام خواندن موسی یقین
هم بدین شهر مبارک که بودمولد پیغمبر کامل رشد
کآفریدیم آدمی را ما چنینخود به تعدیلی نکوتر بس متین
از جهانی کآن بسی باشد عیاننیست ذکر جمله حاجت در بیان
پس به اقبح صورتش کردیم هینتا بود درخور به أسفَلَ سَافِلیِن
صورتی کآن درخور نفس و هواستناپسند و اقبح اندر آن سراست
غیر آنانکه به ایمان آمدندکارهای نیک را ساعی شدند
پس مر ایشان راست اجری از خداکه نگردد منقطع وز وی جدا
قصد یا این است کآدم شد چو پیررو به پستی آورد بر ناگزیر
عقل او فاسد شود گردد خرفوز طریق استقامت منحرف
غیر آن کو مؤمن و استوده استبلکه او بر عقل و جان افزوده است
پس به تکذیبت چه دارد باز خودبَعدُ بِالِّدِین هیچ اگر داری خرد
منکری یعنی که از یوم جزاءبا وجود این دلایل از خطاء
نیست آیا احکم او از حاکمینحاکم بالعدل در دنیا و دین