گنج

۱- آیات ۱ تا ۲۶

۲۳ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ اَلْغٰاشِیَةِ (۱) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خٰاشِعَةٌ (۲) عٰامِلَةٌ نٰاصِبَةٌ (۳) تَصْلیٰ نٰاراً حٰامِیَةً (۴) تُسْقیٰ مِنْ عَیْنٍ آنِیَةٍ (۵) لَیْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِیعٍ (۶) لاٰ یُسْمِنُ وَ لاٰ یُغْنِی مِنْ جُوعٍ (۷) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نٰاعِمَةٌ (۸) لِسَعْیِهٰا رٰاضِیَةٌ (۹) فِی جَنَّةٍ عٰالِیَةٍ (۱۰) لاٰ تَسْمَعُ فِیهٰا لاٰغِیَةً (۱۱) فِیهٰا عَیْنٌ جٰارِیَةٌ (۱۲) فِیهٰا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ (۱۳) وَ أَکْوٰابٌ مَوْضُوعَةٌ (۱۴) وَ نَمٰارِقُ مَصْفُوفَةٌ (۱۵) وَ زَرٰابِیُّ مَبْثُوثَةٌ (۱۶) أَ فَلاٰ یَنْظُرُونَ إِلَی اَلْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ (۱۷) وَ إِلَی اَلسَّمٰاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ (۱۸) وَ إِلَی اَلْجِبٰالِ کَیْفَ نُصِبَتْ (۱۹) وَ إِلَی اَلْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ (۲۰) فَذَکِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَکِّرٌ (۲۱) لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ (۲۲) إِلاّٰ مَنْ تَوَلّٰی وَ کَفَرَ (۲۳) فَیُعَذِّبُهُ اَللّٰهُ اَلْعَذٰابَ اَلْأَکْبَرَ (۲۴) إِنَّ إِلَیْنٰا إِیٰابَهُمْ (۲۵) ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا حِسٰابَهُمْ (۲۶)

بنام خدای بخشاینده مهربان

آیا آمد ترا حکایت آن فروگیرنده (۱) رویهای روز چنین خوارند (۲) عمل‌کننده رنج کشنده‌اند (۳) که داخل می‌شوند در آتش در نهایت گرمی (۴) آشامانیده شوند از چشمه که بمنتهای گرمی رسیده (۵) نباشد مر ایشان را خوراکی مگر از خار خشک (۶) که نه فربه کند و نه کفایت کند هیچ گرسنگی (۷) رویهائیست روزی چنین تازه (۸) از سعیشان خوشنود (۹) در بهشتی رفیع (۱۰) نشنود در آن لغوی (۱۱) در آنست چشمه روان (۱۲) در آنست سریرهای رفیعه (۱۳) و قدحهای گذاشته (۱۴) و بالشهای بهم پیوسته (۱۵) و فرشهای نفیس گسترده (۱۶) آیا پس نمی‌نگرند بشتر که چگونه آفریده شده (۱۷) و بآسمان که چگونه بلند گردانیده شد (۱۸) و بکوهها که چگونه برافراشته شده (۱۹) و بزمین که چگونه پهن کرده شده (۲۰) پس پند ده نیستی تو مگر پنددهنده (۲۱) نیستی بر ایشان تسلط دارنده (۲۲) مگر آنکه روی گردانید و کافر شد (۲۳) پس عذاب خواهد کرد او را خدا عذاب بزرگتر (۲۴) بدرستی که بسوی ماست بازگشت ایشان (۲۵) پس بدرستی که بر ما است حساب ایشان (۲۶)

بر تو هیچ آمد حَدیث غاشیهواندر آن روز از وُجُوه خاشِعَه
رویها باشند یعنی ترسناکاندر آن روز پر از تشویش و باک
اهل دوزخ راست شغلی بر حسبکه در آن بکشند بس رنج و تعب
اندر آورده شوند از اضطراردر میان نار گرم پر شرار
ز آب چشمۀ گرم نوشند آن جمیعنیستشان مر خوردنی جز از ضَریع
وآن گیاهی خاردار از حاصل استمیوة آن جمله سمّ قاتل است
روی ها باز اندر آن روز است همتازه و خرم ز آثار نعم
راضی از اعمال خود کآورده انددر بهشت عالی و آن کرده اند
اندر آنجا نشنوی یا نشنوندلغو و هم بیهوده یا قولی نژند
چشمه ها جاری در آن لاینقطعتخت های بس بلند و مرتفع
کوزه ها بی دسته آماده همهدر مقام خویش بنهاده همه
هِشته بالش های بر هم متصلفرش ها فاخر فکنده معتدل
ننگرند آیا بر اشتر که چسانآفریده گشته با جثّۀ چنان
پیش طفلی می شود آن گونه راممیکشد او را به بصره تا به شام
پس تعجب نیست زآن قصر و سریرکاهل جنّت را بر افتاده به زیر
هم به سوی آسمان می ننگرندکه چسان برداشته گشت و بلند
هم به سوی کوه ها کافراشته استسر به اوج آسمان برداشته است
هم به سوی ارض تا چون گشته پهنجای هر کس را در آن بی ترس و وهن
پس تو گو پند ای محمّد (ص) غیر از ایننیست که تو پند ده باشی یقین
تو بر ایشان مر مسلط نیستیتا که بر اجبارشان خود بایستی
جز که هر کس رو بگرداند ز پندبعد تذکیر اوست کافر هم نژند
حق تعالی پس کند او را عذابآن عذابی کوست اکبر در حساب
آن کسان را سوی ما باشد ایابپس دگر بر ماست ایشان را حساب