گنج

۴- آیات ۲۶ تا ۴۰

۹۵ بیت

وَ اُذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی اَلْأَرْضِ تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ اَلنّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ اَلطَّیِّبٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۲۶) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَخُونُوا اَللّٰهَ وَ اَلرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَمٰانٰاتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۲۷) وَ اِعْلَمُوا أَنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اَللّٰهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (۲۸) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ‌ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِیمِ (۲۹) وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اَللّٰهُ وَ اَللّٰهُ خَیْرُ اَلْمٰاکِرِینَ (۳۰) وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا قٰالُوا قَدْ سَمِعْنٰا لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ (۳۱) وَ إِذْ قٰالُوا اَللّٰهُمَّ إِنْ کٰانَ هٰذٰا هُوَ اَلْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنٰا حِجٰارَةً مِنَ اَلسَّمٰاءِ أَوِ اِئْتِنٰا بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ (۳۲) وَ مٰا کٰانَ اَللّٰهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ مٰا کٰانَ اَللّٰهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ (۳۳) وَ مٰا لَهُمْ أَلاّٰ یُعَذِّبَهُمُ اَللّٰهُ وَ هُمْ یَصُدُّونَ عَنِ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ وَ مٰا کٰانُوا أَوْلِیٰاءَهُ إِنْ أَوْلِیٰاؤُهُ إِلاَّ اَلْمُتَّقُونَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ (۳۴) وَ مٰا کٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ اَلْبَیْتِ إِلاّٰ مُکٰاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا اَلْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ (۳۵) إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ فَسَیُنْفِقُونَهٰا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ (۳۶) لِیَمِیزَ اَللّٰهُ اَلْخَبِیثَ مِنَ اَلطَّیِّبِ وَ یَجْعَلَ اَلْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلیٰ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (۳۷) قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ مٰا قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ یَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ اَلْأَوَّلِینَ (۳۸) وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ اَلدِّینُ کُلُّهُ لِلّٰهِ فَإِنِ اِنْتَهَوْا فَإِنَّ اَللّٰهَ بِمٰا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (۳۹) وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ مَوْلاٰکُمْ نِعْمَ اَلْمَوْلیٰ وَ نِعْمَ اَلنَّصِیرُ (۴۰)

و یاد کنید هنگامی که شما بودید کم‌ناتوان‌شمردگان در زمین می‌ترسیدید که بربایند شما را مردمان پس جای داد او شما را و تقویت کرد شما را بنصرتش و روزی داد شما را از پاکیزه‌ها باشد که شما شکر کنید (۲۶) ای آن کسانی که گرویدید خیانت مکنید با خدا و رسول و خیانت مکنید امانتهایتان را و شما می‌دانید (۲۷) و بدانید جز این نیست مالهاتان و اولادانتان بلاست و بدرستی که خدا نزدش اجری بزرگست (۲۸) ای آن کسانی که گرویدید اگر بپرهیزید از خدا می‌گرداند برای شما تمیزی و در می‌گذراند از شما گناهان شما را و می‌آمرزد شما را و خدا صاحب فضلی است بزرگ (۲۹) و هنگامی که مکر می‌کردند بتو آنان که کافر شدند که حبس کنند تو را یا بکشندت یا بیرون کنندت و مکر می‌کردند و مکر می‌کرد خدا و خدا بهترین مکرکنندگانست (۳۰) و چون خوانده شود بر ایشان آیتهای ما گویند بحقیقت شنیدیم اگر می‌خواستیم هر آینه می‌گفتیم مانند این را نیست این مگر افسانه‌های پیشینیان (۳۱) و هنگامی که گفتند بار خدایا اگر باشد این که آن حق است از نزد تو پس بباران بر ما سنگها از آسمان یا بیاور بما عذابی دردناک (۳۲) و نباشد خدا که عذاب کند ایشان را و تو در ایشانی و نباشد خدا عذاب‌کنندۀ ایشان و ایشان استغفار می‌کنند (۳۳) و چیست ایشان را که عذاب نکند ایشان را خدا و ایشان باز می‌دارند از مسجد الحرام و نباشند دوستانش نیستند دوستانش مگر پرهیزکاران و لیکن بیشترشان نمی‌دانند (۳۴) و نباشد نمازشان نزد آن خانه مگر صفیری و دست زدنی پس بچشید عذاب را بسبب آنچه بودید که کافر می‌شدید (۳۵) بدرستی که آنان که کافر شدند انفاق می‌کنند مالهای خود را تا باز دارند از راه خدا پس بزودی صرف می‌کنند آنها را پس خواهد بود بر ایشان حسرتی پس غالب می‌شوید و آنان که کافر شدند بدوزخ محشور می‌شوند (۳۶) تا جدا سازد خدا ناپاک را از پاک و بگرداند ناپاک را بعضیش بر بعضی پس بر سر هم جمع کند آنها را همه پس بگرداند آن را در دوزخ آن گروه ایشانند زیانکاران (۳۷) بگو مر آنان را که کافر شدند اگر باز می‌ایستید می‌آمرزد مر ایشان را آنچه بتحقیق گذشت و اگر برگردند پس بحقیقت گذشت طریقۀ پیشینیان (۳۸) و کارزار کنیدشان تا نباشد فتنه و باشد دین همۀ آن از برای خدا پس اگر بازایستید پس بدرستی که خدا بآنچه می‌کنند بیناست (۳۹) و اگر اعراض کنید پس بدانید که بدرستی که خدا مولای شماست خوب مولایی است و خوب ناصریست (۴۰)

یاد آرید اینکه می بودید کمدر زمین مکه بس بیچاره هم
بودتان خوف از قریش آن جایگاهتا که بربایندتان چون پرّ کاه
یا که گر بیرون روید از ناشناختبر شما خود مشرکان آرند تاخت
پس شما را در مدینه جای دادکرد هم تأیید بر نصر و گشاد
روزیِ پاکیزه داد او بی ملالاز غنایم کآن نبُد سابق حلال
تا شما آیید شاید بر سپاسهم شوید از دادة او حق شناس
در صحابه بود بعضی بوالفضولچون کلامی می شنیدند از رسول
فاش میکردند و ارباب نفاقمیرساندند آن بر اعداء از شقاق
آمد آیت کای گروه مؤمنانبر خدا و بر رسولش در نهان
از خیانت بود باید بر حذردر هر آن امری که باشد مستتر
همچنین اندر امانت ها که هستمر شما را بین یکدیگر به دست
خواه آن مال ی بود یا مطلبیحفظ آن فرض است در هر مشربی
خاصه دانید اینکه خائن خائب استبر شما ضبط امانت واجب است
هم بدانید اینکه نزد ابتلامحنتند اموال و اولاد شما
هم بدانید اینکه در تحصیل آنهست اجری از خدا بر مردمان
ای گروه مؤمنان هم گر شمامی بپرهیزید و ترسید از خدا
بر شما نصرت دهد بی عایقیکوست بین حق و باطل فارقی
هم بگرداند محق را او جداخود ز مبطل یا عدو را ز اولیا
هم بپوشد از شما اجرامتانمی بیامرزد دهد آرامتان
حق چه باشد صاحب فضل و نعمفضلی اعظم بر خلایق دم به دم
ای محمد (ص) یاد کن کفار دونبا تو چون کردند مکر از هر نمون
که تو را در خانهای سازند بندیا که بُکشندت به وجهی ناپسند
یعنی از شمشیرهای بی نشانیا کنند اخراجت از ملک و مکان
هست اشارت این به اجماع قریشسوی دار الندوه بر تدبیر و طیش
مجتمع گشتند در کار رسولتا چه رأیی جمله را افتد قبول
نیمه شب رفت از مدینه سوی غارخفت بر جایش ولی کردگار
می کنند ایشان بدی پس از خداهم رسد بر مکر ایشان را جزا
بهتر از ایشان نماید مکر حقکوست خیر الماکرین اندر نسق
مکر او نسبت به مکاران جزاستبا تو آنسان که تویی بی شک خداست
آینه آن را که آید رو به رومینماید از محب و از عدو
مکر نندیشد به کس در خوب و زشتخوب و بد را می نماید در سرشت
مکر بس در توست نی در کردگارچونکه کِشتی تخم مکر، آمد به بار
ور ز آیات الله اندر نوبتیخوانده گردد هم بر ایشان آی تی
می بگویند این شنیدیم از انامیعنی از امثال این حرف و کلام
نیست این جز قصۀ پیشینیانمثلش ار خواهیم گوییم از بیان
یاد کن آن را که گفتند ای خداگر که این حق است از تو سوی ما
یعنی این قرآن گر از پیش تو استوین محمد (ص) صاحب کیش تو است
سنگ پس بر ما بباران ز آسمانهمچو بر اصحاب فیل اندر ز مان
یا به ما آور عذابی دردناکگشت پس در حبس مقداد او هلاک
یعنی آن کو قائل این قول بودنضر حارث نام آن بُد در نمود
قصۀ اسفندیار و رستم اوخود معرّب کرده بُد در گفتگو
کاین است شیرینتر از این افسانه هاکه محمد (ص) خواند و آرد به ما
کُشته شد در حبس ز ایشان چند تنزآن یکی بُد نضر حارث بی سخن
حق معذّب نیست ایشان را به زودتا تو باشی اندر این قوم عنود
هم معذّب نیست ایشان را عیانتا در ایشانند از مستغفران
مرتضی(ع) فرمود اندر مردماندو امان بُد زآن یکی رفت از جهان
یعنی احمد(ص) رفت و استغفار ماندوآن پی آمرزش ابرار ماند
مشرکان گفتند کاندر ما چراشد محمد(ص) برگزیده از خدا
گر که او حق است ای پروردگارسنگ بر ما ز آسمان این دم ببار
شب چو شد گشتند نادم زآن طلبپس به استغفار بگشودند لب
گشت این باعث به تأخیر عذاببشنو این از توبه هرگز رو متاب
شد چو استغفار بر مشرک امانچون نگردد بر موحد نور جان
چیست ایشان را که حق نکند عذابچیستشان یعنی که مانع بر عِقاب
وآنگه ایشان مؤمنان را بالتمامباز می دارند از بیت الحرام
هم نی اند ایشان امین تولیتبر حرم با کفر و شرک و معصیت
رد قول است اینکه می گفتند ماخود وُلات کعبه ایم از اجتبا
نیست زآن گفت این ولایت را سزاغیر آن پرهیزکاران از خطا
تولیت نبود روا بر کافریلیک این را می ندانند اکثری
هم نباشدشان نماز اندر حرمجز صدا و دست کوبیدن به هم
قولی آن باشد که عریان در طوافمرد و زن بودند با هم بی خلاف
میزدند از کام چون مرغان صفیردست بر هم کوفتند از ناگزیر
یا که چون می شد پیمبر در نمازمشرکان را بود این آهنگ و ساز
گفت زآن رو نیستشان اندر نیتنزد بیت الا مکاء و تصدیت
پس چشید از قتل و اَسر بی کرانرنج زآن کفری که هستید اندر آن
میکنند انفاق کفار از سفهتا بگردانند مردم را ز ره
زود باشد کاین خسیسان بالتماممال خود انفاق سازند از حرام
پس بر ایشان است اندوه و ندمرفته مال و گشته مغلوبند هم
بهر جنگ بدر بودی ده نفرخرج لشکر را کفیل از مال و زر
آمد این آیت که زود اموال خویشجمله را بدهند و مغلوبند بیش
وآنکه در کفرند ثابت هم مقیمراندگان باشند ایشان بر جحیم
این نماید بهر تمییزی خداتا خبیثان گردد از طیب جدا
جمع گرداند پلیدان را و پسبعض را بر بعض اندازد چو خس
اندر آن حالی که دارند اجتماعزآن تراکم نیستشان هیچ انتفاع
پس بگرداند به دوزخ شان مقاممر زیانکاران مشرک را تمام
گو مر ایشان را که گر باز ایستنداز عداوت با رسول این است پند
جرمشان بخشیده گردد بی اسفاز ره یُغْفَرْ لَهُم مُا قَد سَلَف
بر عداوت ور که برگردند و کینعادت ایشان را گذشته ز اولین
یعنی آنچه رفته بر پیشینیانتا که مستأصل شدند از مؤمنان
کرد با کفار باید کارزارتا نماند فتنه ای اندر دیار
قصد از فتنه به غیر از شرک نیستمشرکی هر جاست یعنی کُشتنی است
تا که باشد دین خدا را بالتماماندر این آیت بسی باشد کلام
فرقه ای گویند یعنی اینکه دینخالص از ادیان شود اندر زمین
دین حق غالب شود یابد رواجدر میان اهل عالم لاعلاج
یا که جز یک دین نماند ز ائتلافدین شود در دور قائم بی خلاف
یعنی آن دوری که او یابد ظهورزایل از گیتی شود نقص و فتور
یا که دین یکجا بود بهر خداهر چه آن دین است یعنی بی خطا
دین اگر باشد هزار از صد هزاراصل آن واحد بود از کردگار
اختلافات از ره نفس و هواستوآن جدا از دین و از امر خداست
لیک گویند اهل معنی دین حقدر فنای سالک است از ماخَلَق
کل دین آنگاه گردد از خداکه نماند در تو هیچ از ماسوی
پس اگر از کفر خود باز ایستندپس خدا بیناست بر هر چه کنند
یعنی ایشان را خدای بی شریکبدهد از فعل نکو پاداش نیک
ور کنند اعراض ، هیچ از دین نَکاستپس چو دانید او مددکار شماست
دوستانش را بود بر ناگزیربهترین مولی و هم نِعمَ النَّصِیر
از کتاب الله به توفیق خداجزء عاشر را نماییم ابتدا