گنج

۳- آیات ۲۷ تا ۴۶

۲۲ بیت

أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ اَلسَّمٰاءُ بَنٰاهٰا (۲۷) رَفَعَ سَمْکَهٰا فَسَوّٰاهٰا (۲۸) وَ أَغْطَشَ لَیْلَهٰا وَ أَخْرَجَ ضُحٰاهٰا (۲۹) وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذٰلِکَ دَحٰاهٰا (۳۰) أَخْرَجَ مِنْهٰا مٰاءَهٰا وَ مَرْعٰاهٰا (۳۱) وَ اَلْجِبٰالَ أَرْسٰاهٰا (۳۲) مَتٰاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعٰامِکُمْ (۳۳) فَإِذٰا جٰاءَتِ اَلطَّامَّةُ اَلْکُبْریٰ (۳۴) یَوْمَ یَتَذَکَّرُ اَلْإِنْسٰانُ مٰا سَعیٰ (۳۵) وَ بُرِّزَتِ اَلْجَحِیمُ لِمَنْ یَریٰ (۳۶) فَأَمّٰا مَنْ طَغیٰ (۳۷) وَ آثَرَ اَلْحَیٰاةَ اَلدُّنْیٰا (۳۸) فَإِنَّ اَلْجَحِیمَ هِیَ اَلْمَأْویٰ (۳۹) وَ أَمّٰا مَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَی اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَویٰ (۴۰) فَإِنَّ اَلْجَنَّةَ هِیَ اَلْمَأْویٰ (۴۱) یَسْئَلُونَکَ عَنِ اَلسّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا (۴۲) فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرٰاهٰا (۴۳) إِلیٰ رَبِّکَ مُنْتَهٰاهٰا (۴۴) إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشٰاهٰا (۴۵) کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهٰا لَمْ یَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِیَّةً أَوْ ضُحٰاهٰا (۴۶)

آیا شما سخت‌ترید در خلقت یا آسمان که بنا کرد آن را (۲۷) بلند گردانید سقفش را پس راست کرد (۲۸) و تاریک گردانید شبش را و ظاهر ساخت روزش را (۲۹) و زمین را بعد از آن گسترانید (۳۰) پدید آورد از آن آبش را و چراگاهش را (۳۱) و کوه را استوار گردانیدشان (۳۲) مایه تعیش برای شما و چهارپایان شما (۳۳) پس چون آمد بلای مستولی بزرگ (۳۴) روزی که یاد آورد انسان آنچه کوشید (۳۵) و ظاهر گردانیده شد دوزخ برای کسی که بیند (۳۶) پس اما آنکه زیاده‌روی کرد در عصیان (۳۷) و برگزید زندگانی دنیا را (۳۸) پس بدرستی که دوزخش بود جایگاه (۳۹) و اما آنکه بیم داشت از مقام پروردگارش و منع کرد نفس را از خواهش (۴۰) پس بدرستی که بهشت باشد جایگاهش (۴۱) می‌پرسند ترا از قیامت کی باشد قرارگاهش (۴۲) در چیستی تو از یاد کردن آن (۴۳) بسوی پروردگار تست انتهای آن (۴۴) جز این نیست که تو بیم‌کننده کسی را که بترسد از آن (۴۵) گویا که ایشان روزی که بینند آن را درنگ نکرده‌اند مگر شبانگاهی یا چاشتگاهی (۴۶)

سختتر در خلقتید آیا شماای گروه منکران یا این سما
چونکه دانید آسمان خلق خداستچون خدا قادر نه بر عود شماست
مر بناء کرد آسمان را چونکه خواستسقف آن برداشت و اینسان کرد راست
کرد مر تاریکی لیلش فزوننور خورشیدش هم آورد او برون
وین زمین را آفرید از بعد اینمنبسط کرد و بگسترد این چنین
هم برون آورد از آن آب و عیونهم چراگاه و گیاه از حد فزون
کوه ها را ساخت محکم و استواربهره ور گردید تا زآن بیشمار
هم خورند اَنعامتان خشک و خویدپس چو آید طامة الکبری پدید
طامّه یعنی دواهیّ بزرگوآن قیامت باشد و روزی سترگ
روزی آنکه یاد آرد آدمیکرده آنچه از نیک و بد سعی او همی
مر کسی را دوزخ آید آشکارکو بود از اهل رؤیت در شمار
پس هر آن کز حد گذشته باشد آنبرگزیده است او حیات این جهان
پس بود دوزخ مر او را جایگاهوآنکه او ترسیده باشد ز انتباه
ز ایستادن نزد آن پروردگارنهی کرده از هوایش نفس خوار
پس بود جنّت ورا آرامگاهبهر او هر نعمتی هست از اِله
از تو پرسند ای رسول از رستخیزتا کی است آن وقت و موقع در تمیز
در چه چیزی تو ز ذکر آن به ناسبر تو دخلی نیست آن را در شناس
باشد آن را نزد ربّت منتهینیست جز این، منذری تو از خدا
هر که را ترسد از آن روز مهولپس تو کن انذار ایشان ای رسول
می نکردند اندر آن گویا درنگجز شبی چون بنگرند آن روز تنگ
کافران یعنی کنند اینسان گمانچون قیامت را ببینند از عیان
که نکردستند در دنیا درنگجز شبی یا چاشتگاهی کور و لنگ