گنج

۱- آیات ۱ تا ۱۲

۲۶ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۱) قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ (۲) أَنِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ وَ اِتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ (۳) یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ أَجَلَ اَللّٰهِ إِذٰا جٰاءَ لاٰ یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۴) قٰالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهٰاراً (۵) فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعٰائِی إِلاّٰ فِرٰاراً (۶) وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اِسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اِسْتَکْبَرُوا اِسْتِکْبٰاراً (۷) ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهٰاراً (۸) ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرٰاراً (۹) فَقُلْتُ اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً (۱۰) یُرْسِلِ اَلسَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً (۱۱) وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّٰاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهٰاراً (۱۲)

بنام خداوند بخشاینده مهربان

بدرستی که ما فرستادیم نوح را بسوی گروهش آنکه بترسان گروه خود را پیش از آنکه بیاید ایشان را عذاب دردناک (۱) گفت ای گروه من بدرستی که من مر شما را ترسانده هستم ظاهر (۲) آنکه بندگی کنید خدا را و بپرهیزید از او و اطاعت کنید مرا (۳) بیامرزد مر شما را از گناهان شما و پس اندازد شما را تا مدتی نام برده شده بدرستی که وقتی که مقرر داشت خدا هرگاه آمد پس نمی‌افتند اگر بودید که می‌دانید (۴) گفت پروردگارا بدرستی که خواندم ایشان را شب و روز (۵) پس میفزود ایشان را خواندن من مگر گریختن (۶) و بدرستی که من هرگاه خواندم ایشان را تا آنکه در گذری از ایشان گردانیدند انگشتهاشان را در گوشهای خود و بسر کشیدند جامه‌هاشان را و اصرار کردند و سرکشی کردند سرکشی کردنی (۷) پس بدرستی که خواندم ایشان را بآوازی بلند (۸) پس بدرستی که آشکارا گفتم ایشان را و پنهان گفتم ایشان را پنهان (۹) پس گفتم آمرزش خواهید از پروردگار خود بدرستی که بوده است آمرزنده (۱۰) می‌فرستد آسمان را بر ایشان پی‌بپی باران (۱۱) و مدد می‌کند شما را بمال‌ها و پسران و قرار می‌دهد برای شما بهشتها و می‌گرداند برای شما نهرها (۱۲)

ما فرستادیم نوح (ع) نیک خوسوی قومش آل قابیل عدو
آنکه قوم خویش را می کن تو بیمپیش از آن کآید عذابی بس الیم
گفت ای قومم شما را از خدامن نذیری آشکارم بی خطا
اینکه بپرستید بر یکتایی اشوَاتَّقُوهُ وَأطِیعُون بندهوش
تا بیامرزد شما را از ذنوبغافری آن کوست علام الغیوب
باز پس دارد عقوبت هایتانتا به وقتی نام برده گشته آن
زآنکه آن مدت که تقدیر است زوچونکه آید پس نیفتد نیم مو
گر شما هستید کز فکر و نظرمی بدانید ایچ امر از خیر و شرّ
سالها با قوم بودش بحث و ردشرح آن را پیش گفتیم از سند
گفت ای پروردگارم با نسقروز و شب این قوم را خواندم به حق
پس نیفزود ایچ ایشان را به کاراز دعاء و خواندن من جز فرار
هر زمان خواندم به توحید این رمهتا تو ایشان را بیامرزی همه
اندر آوردند انگشتان به گوشجامه ها بر سر کشیدند این وحوش
هم شدند ایشان به فکر خود مُصرسرکشی کردند اندر جهر و سرّ
پس نمودم دعوت ایشان را بلندآشکارا چند دادم وعظ و پند
هم بخواندم من به پنهانی و رازتا مگر آرند ایمان خفیه باز
گفتم آمرزش پس از پروردگارمی بخواهید اوست چون آمرزگار
تا که باران او فرستد بر شماپی به پی باران ریزان از سما
هم کند امداد بر مال و بنینبر شما از فضل خود جان آفرین
هم دهد جنّات پر دخل و ثمرجویهای جاری از هر رهگذر
این صفی از خود نگوید گفته اندشد ز استغفار رفع هر گزند
هر غمی کآید به پیشت ای فقیردامن حق رو به استغفار گیر
شد در ایّام عُمَر قحطی شدیداو به استسقاء برون شد با امید
بر دعائی هیچ او نگشود لبغیر استغفار بر درگاه رب
پس بگفتندش که ای میر عطاءچون در استسقاء نکردی تو دعاء
گفت خواندم آنچه باران را بناستخواند پس این آیه که اصل مدعاست