گنج

۳- آیات ۳۴ تا ۵۲

۲۲ بیت

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ اَلْمِسْکِینِ (۳۴) فَلَیْسَ لَهُ اَلْیَوْمَ هٰاهُنٰا حَمِیمٌ (۳۵) وَ لاٰ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ غِسْلِینٍ‌ (۳۶) لاٰ یَأْکُلُهُ إِلاَّ اَلْخٰاطِؤُنَ (۳۷) فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ (۳۸) وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ (۳۹) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (۴۰) وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ (۴۱) وَ لاٰ بِقَوْلِ کٰاهِنٍ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ (۴۲) تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۴۳) وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنٰا بَعْضَ اَلْأَقٰاوِیلِ (۴۴) لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْیَمِینِ (۴۵) ثُمَّ لَقَطَعْنٰا مِنْهُ اَلْوَتِینَ (۴۶) فَمٰا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حٰاجِزِینَ (۴۷) وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ (۴۸) وَ إِنّٰا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ (۴۹) وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَی اَلْکٰافِرِینَ (۵۰) وَ إِنَّهُ لَحَقُّ اَلْیَقِینِ (۵۱) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلْعَظِیمِ (۵۲)

و رغبت نمی‌داشت بر طعام دادن فقیر (۳۴) پس نیست مر او را امروز این جا خویشی (۳۵) و نه خوراکی مگر از چرک و جراحت (۳۶) نمی‌خورد او را مگر گناهکاران (۳۷) پس سوگند یاد نمی‌کنم بآنچه می‌بینید (۳۸) و آنچه نمی‌بینید (۳۹) بدرستی که آن سخن رسولی است کریم (۴۰) و نیست آن سخن شاعر اندکی که نمی‌گروید (۴۱) و نه سخن غیب‌گویی بیوحی اندکی تفکر نمی‌کنند (۴۲) فرو فرستادنی است از پروردگار عالمیان (۴۳) و اگر فرار کند بر ما بعض سخنان (۴۴) هر آینه بگیریم از او دست راست او (۴۵) پس هر آینه قطع نمائیم از او رگ گردن را (۴۶) پس نباشد از شما هیچ احدی از آن منع‌کنندگان (۴۷) و بدرستی که او هر آینه پندیست برای پرهیزکاران (۴۸) و بدرستی که ما می‌دانیم که از تکذیب‌کنندگان (۴۹) و بدرستی که آن حسرتیست بر کافران (۵۰) و اوست هر آینه حق و یقین (۵۱) پس تسبیح گو بنام پروردگار خود که بزرگ است (۵۲)

می نکردی هیچ تحریص این گدامردمان را بر طعام بینوا
نیست پس او را هم امروز این مقامحامی و خویشی نه چیزی از طعام
جز که از زردابۀ اهل جحیمنیخورند آن جز گنهکاران به بیم
وآن ندامتهاست از اعمال زشتدر جحیم نفس و طبع بد سرشت
پس خورم سوگند بر آنچه شمامی ببینید و نبینید آنچه را
اینکه قرآن است اندر ذکر و پنداز رسولی بس کریم و ارجمند
که به عنوان رسالت از خداخواند آن را بر خلایق برملا
نیست قرآن قول شاعر بی شکیلیک تصدیقش نمایند اندکی
هم نه زآنکه از مغیبات او خبرمی دهد، یابند کم لیک این دگر
یا تذکر اندکی را هست زینکه نباشد این مقال کاهنین
بل ز ربّ العالمین بر مصطفی (ص)شد فرستاده بدون افتری
ور که بر ما افتراء بندد رسولبعضی اقوال آنکه دور است از عقول
ما بگیریمش همانا دست راستپس ببرّیمش رگ دل کآن سزاست
از شما پس نیست یک تن تا از اومانع از کشتن شود از هیچ سو
جمله یعنی عاجزید از انس و جانکاری ار خواهد خدا از منع آن
هست قرآن پند بهر متقینمنتفع زآن می شوند ایشان یقین
ما بدانیم اینکه بعضی از شماهست قرآن را مکذب در خفا
هست قرآن یا که تکذیبش عیانباعثحسرت ز بهر کافران
هم به تحقیق، آنکه از پروردگارهست قرآن، حق و صدق و استوار
پس نما تسبیح بر نام خداکو بزرگ است از سپاس ماسوی
یعنی از وصفی که بر وی نارواستکن تو تنزیهش که از عبد این سزاست
منتقل یعنی به قدس ذات باشاندر این فکر اغلب از اوقات باش