گنج

۱- آیات۱ تا ۱۴

۲۲ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

اَلْحَاقَّةُ (۱) مَا اَلْحَاقَّةُ (۲) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْحَاقَّةُ (۳) کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَةِ (۴) فَأَمّٰا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّٰاغِیَةِ (۵) وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِیَةٍ (۶) سَخَّرَهٰا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَةَ أَیّٰامٍ حُسُوماً فَتَرَی اَلْقَوْمَ فِیهٰا صَرْعیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِیَةٍ (۷) فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَةٍ (۸) وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ اَلْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ (۹) فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً (۱۰) إِنّٰا لَمّٰا طَغَی اَلْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی اَلْجٰارِیَةِ (۱۱) لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ (۱۲) فَإِذٰا نُفِخَ فِی اَلصُّورِ نَفْخَةٌ وٰاحِدَةٌ (۱۳) وَ حُمِلَتِ اَلْأَرْضُ وَ اَلْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّةً وٰاحِدَةً (۱۴)

بنام خداوند بخشاینده مهربان

ای بیشک بوقوع آینده (۲) چه چیز دانا گردانید ترا چیست آن بیشک (۳) تکذیب نمود ثمود و عاد در هم آورنده (۴) پس اما ثمود پس هلاک گردانیده شود بعقوبت (۵) و اما عاد پس هلاک گردانیده شد بباد تند زورآور (۶) برگماشت آن را بر ایشان هفت شب و هشت روز پی در پی پس بینی آن گروه را در آن افتاده گویا بودند ایشان درخت خرمای افتاده (۷) پس آیا بینی ایشان را هیچ باز مانده (۸) و آمد فرعون و کسانی که بود پیش از آن وزیر و زبر شد بگناهان (۹) پس نافرمانی کردند رسول پروردگار خود را پس فرا گرفت ایشان را فرا گرفتنی افزون در سخن (۱۰) بدرستی که ما چون طغیان آب بود برداشتیم شما را در کشتی (۱۱) تا بگردانیدیم آن را برای شما پندی و یاد می‌کرد آن را گوش یاد گیرنده (۱۲) پس چون دمیده شود در صور یک دمیدن (۱۳) و برداشته شود زمین و کوه‌ها پس بهمزده شوند بهم زده شدنی یک مرتبه (۱۴)

ساعتی کآن بی گمان یابد وقوعهم وقوعش شد سزاوار از شیوع
چیست آن ساعت، تو را دانا چه ساختتا چه چیز است آن به هنگام شناخت
هست آن ساعت قیامت بی گمانحاقه می باشد یک از اسمای آن
کرد مر تکذیب آن عاد و ثمودساعت کوبنده را از آنچه بود
خرد سازد، بشکند، کوبد به هماین زمین و آسمان را نیم دم
فاهلکوا بالطاغیه اما ثمودپس ز باد اما هلاک عاد بود
باد سختی که گذشته بُد ز حدحق مسلط ساخت بر عاد از مدد
هفت شب آن باد پر آشوب و سوزبر توالی می وزید و هشت روز
باشد استیصال یا قصد از حُسُومشد مر ایشان را مسلط از رسوم
پس تو دیدی گر بُدی حاضر هلاکمرده و افتاده ایشان را به خاک
گوییا بودند تن های نخیلبر زمین آن جسمهای بس ثقیل
که بود پوسیده و خالی میاناوفتد از باد تندی در زمان
بینی آیا زآن گروه از هر کجاهیچ نفسی را تو باقی یا بپا
آمد آن فرعون و پیش از وی دگراهل دهها که شد آن زیر و زبر
قوم لوط اعنی که شرک اندر خدابودشان وز شرک افزون بس خطا
گشت عاصی پس هر آن قومی ز پیشبر فرستاده رسول رب خویش
پس خدا بگرفتشان اندر نمونکآن گرفتن بود در شدت فزون
ما به هنگامی که طغیان کرد آبحملتان کردیم در فُلک از شتاب
ما بگردانیم پندی ز انتباهگوش واعی دارد آن را تا نگاه
پس دمیده چون شود در صور دمیک دمیدن کوست نفخۀ صعقه هم
ارضها و کوه ها از جای زآنمی شود برداشته اندر زمان
خوار و بشکسته شود ارض و جبالپس به یک بشکستن اندر اختلال