گنج

۴- آیات ۱۰ تا ۱۲

۲۳ بیت

ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَ اِمْرَأَتَ لُوطٍ کٰانَتٰا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبٰادِنٰا صٰالِحَیْنِ فَخٰانَتٰاهُمٰا فَلَمْ یُغْنِیٰا عَنْهُمٰا مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً وَ قِیلَ اُدْخُلاَ اَلنّٰارَ مَعَ اَلدّٰاخِلِینَ (۱۰) وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ اِبْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی اَلْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ‌ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (۱۱) وَ مَرْیَمَ اِبْنَتَ عِمْرٰانَ اَلَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا فَنَفَخْنٰا فِیهِ مِنْ رُوحِنٰا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمٰاتِ رَبِّهٰا وَ کُتُبِهِ وَ کٰانَتْ مِنَ اَلْقٰانِتِینَ (۱۲)

زد خدا مثلی برای آنان که کافر شدند زن نوح و زن لوط بودند آن دو تا زیر دو بنده از بندگان ماهرو و شایسته پس خیانت کردند آن دو را پس کفایت نکرد از آن دو بنده از خدا چیزی را و گفته شد داخل شوید هر دو در آتش با داخل‌شوندگان (۱۰) و زد خدا مثل را برای آنان که گرویدند زن فرعون هنگامی که گفت پروردگار من بنا کن برای من نزد خود خانه در بهشت و نجات ده مرا از فرعون و عمل او و نجات ده مرا از گروه ظالمان (۱۱) و مریم دختر عمران که نگاهداری کرد عورتش را پس دمیدیم در آن از روح ما و تصدیق کرد سخنان پروردگارش و کتابهایش و بود از اطاعت‌کنندگان (۱۲)

حق تعالی خود مثالی را بیانکرده در معنی ز بهر کافران
بود زوجۀ نوح و لوط این دو هلهنام آن بُد واعله وین واهله
این دو زن بودند هر دو بالیقینتَحتَ عَبدَین از عباد صالحین
پس خیانت هر دو کردند آن دو زنبا دو عبد سرفراز ممتحن
آن دو پیغمبر زد و زن هیچ دفعمی نکردند از عذاب حق به نفع
زوجۀ نوح او به طوفان گشت غرقسنگ زوجۀ لوط باریدش به فرق
وقت مردن گفته شد با داخلیناندر آیید اندر آتش این چنین
این مثل شک نیست در نزد عقولهست بر تحذیر زنهای رسول
حاصل اینکه نیست این وصلت سببایمنی را از عذاب و قهر رب
هم مثل کرد او ز بهر مؤمنانزوجۀ فرعون را اندر بیان
یاد کن چون گفت او رَبِّ ابنِ لِینزد خود بیتی به جنّت معتلی
دِه ز فرعونم وز اعمالش نجاتهمچنین از اهل ظلم و سیّئات
حق دعایش کرد در دم مستجابرفع گشت از پیش چشم او حجاب
پیش از آن کآید برون روحش ز تنجای خود دید او به جنّت در زمن
گفته بُد فرعونِ دون از کینه اشسنگ بگذارند روی سینه اش
پیش از آن کو را رسد بر سینه سنگرفته بُد روحش به جنّت بی درنگ
باز مریم دخت عمران کو نگاهدامن خود داشت از فحش و گناه
پس دمیدم اندر او از روح خویشبارور شد بر مسیح خوب کیش
داشت باور گفته های رب خودآنچه دادش وعده جبریل از ولد
داشت هم تصدیق بر جمله کتابهم بُد از فرمانبران در هر حساب
خواستم شرحی ز فضل فاطمه (س)در بیان آرم به خیر خاتمه
لب گزیدم مرتضای (ع) رشک ناککو برون است از شمار خلق و پاک
او ز افراد خلایق فرد بودنیست جفت او را که جفت مرد بود