یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصٰارَ اَللّٰهِ کَمٰا قٰالَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوٰارِیِّینَ مَنْ أَنْصٰارِی إِلَی اَللّٰهِ قٰالَ اَلْحَوٰارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصٰارُ اَللّٰهِ فَآمَنَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ کَفَرَتْ طٰائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا اَلَّذِینَ آمَنُوا عَلیٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِینَ (۱۴)
ای آن کسانی که ایمان آوردید باشید یاوران خدا هم چنان که گفت عیسی پسر مریم مر حواریین را که کیست انصار من بسوی خدا گفتند حواریان که مائیم انصار خدا پس ایمان آوردند گروهی از بنی اسرائیل و کافر شدند گروهی پس فیروزی دادیم آنان را که ایمان آوردند بر دشمنانشان پس گردیدند غالبان (۱۴)
مؤمنان باشید ز انصار خدانصرت دینش دهید اعنی شما
همچنان که عیسی مریم بگفتبا حواری که به نصرت کیست جفت
کیستند انصار من سوی خداپس بگفتند آن حواریین که ما
نَحنُ أنصَارُ االله اعنی در طریقیاورت ماییم و در هر جا رفیق
بر نصارا مشتهر گشتند از ایندو و ده تن بوده اند ایشان یقین
بعد رفع عیسی اندر آسمانبودشان دعوت بر اسرائیلیان
پس ز اسرائیلیان قومی صریحبگرویدند از حواری بر مسیح
فرقه ای گشتند هم کافر به کیشگشت در تفسیر ذکر آن ز پیش
پس قوی کردیم و غالب بر عدوآن مسیحی مؤمنان را بی غلو
پس شدند آن مؤمنان غالب همهبر گروه کافران بی واهمه
در جهاد و در معارک در حروبیا که در حجت که دور است از عیوب
هر دو برهانند بر وجه جمیلدر مقام خویش شمشیر و دلیل
نطق برهان لیک آن گویاتر استچون نشد مسموع، حجت کیفر است
منّت ایزد را که حیدر دودگانکاهل فقرند و طریقت هر زمان
روز میدان رستم دریا دلندوقت برهان قلزم بی ساحلند
چونکه امر آید که میدان است و جنگچون کند بنگر به موج یم نهنگ
دل مگو دریای جوشان کو به رزمتن مگو دیوار آهن کو به عزم
شیرهای خفته اندر بیشه هابرکنند از چنگ و دندان ریشه ها
دیده باشی گرچه بس رزم و نبرددیده ای لیکن کجا میدان مرد
نیست نک هنگام میدان و مصافتیغ دشمن کُش بمان گو در غلاف
هم صفی را سر ز طفلی در کف استوقت برهان وقت رزم اندر صف است
آنکه در تن جان خود دارد عزیزنیست مرد راهِ فقر، از وی گریز