گنج

۲- آیات ۹ تا ۲۲

۲۳ بیت

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ اُزْدُجِرَ (۹) فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ (۱۰) فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ اَلسَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ (۱۱) وَ فَجَّرْنَا اَلْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی اَلْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (۱۲) وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ (۱۳) تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ (۱۴) وَ لَقَدْ تَرَکْنٰاهٰا آیَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (۱۵) فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ (۱۶) وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ‌ مِنْ مُدَّکِرٍ (۱۷) کَذَّبَتْ عٰادٌ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ (۱۸) إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (۱۹) تَنْزِعُ اَلنّٰاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ (۲۰) فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ (۲۱) وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (۲۲)

تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح پس تکذیب کردند بنده ما را و گفتند دیوانه‌ایست و زجر کرده شده (۹) پس خواند پروردگارش را بدرستی که من مغلوبم پس انتقام بکش (۱۰) پس گشودیم درهای آسمان را بآبی سخت ریزنده (۱۱) و روان کردیم از زمین چشمها پس بهم پیوست آب بر کاری که بدرستی که قرار داده شده بود (۱۲) و برداشتیم آن را بر صاحب تختهایی و میخهایی (۱۳) که می‌رفت بنگاه داشت ما جزای برای کسی که بود انکار کرده شده (۱۴) و بحقیقت گذاشتیم آن را آیتی پس آیا هست هیچ پند گیرنده (۱۵) پس چگونه بود عذابم و بیم دادنم (۱۶) و بتحقیق آسان کردیم قرآن را برای پند پس آیا هست هیچ پند گیرنده (۱۷) تکذیب نمودند عاد پس چگونه بود عذابم و بیم دادنم (۱۸) بدرستی که ما فرستادیم برایشان بادی پر خروش در روز شومی استمرار دارنده (۱۹) که سیر بود مردم را که گویا ایشان بودند تنهای خرما بر کنده از بیخ (۲۰) پس چگونه بود عذابم و بیم دادنم (۲۱) و بتحقیق آسان کردیم قرآن را از برای پند پس آیا هست هیچ پندگیرنده (۲۲)

پیشتر از قوم تو اندر وضوحکرده تکذیب از قیامت قوم نوح
داشتندی آن گروه بی فروغبندة ما را همانا بر دروغ
این بود دیوانه گفتند آن گروهتا ز دعوت ماند و آمد بر ستوه
و از دُجر بُد قول ایشان یا به سازجن ز عقلش داشته است اعنی که باز
رب خود را پس دعاء کرد او به سرّکه منم مغلوب رَبِّی فَانتَصِرْ
باز بگشودیم ابواب سماما به آبی سخت ریزان از هوا
هم عیون ارض را اندر عیانساختیم از هر طرف هر جا روان
شد ملاقی آبها با یکدگرآن چنان کاندازه بود اندر قدر
پس به کشتی حمل او کردیم ماکه بُد آن را تخته ها و میخها
با نگهداری ما می رفت آنبر جزای نوح و اجر مؤمنان
این است معنای لِّمَن کَانَ کُفِرکه بُدندش قوم بر کفران مُصر
باقی آن را در جهان هِشتیم چندپس بود آیا کز این گیرند پند
پس چگونه بُد عقوبت های منهمچنین انذار و آفت های من
سهل ما کردیم قرآن را عیاندر بیان از بهر پند مردمان
هیچ پس باشد قبول آرنده ایمُتّعظ تا گردد از وی بنده ای
عاد هم کردند تکذیب از رسلچونکه دعوت کردشان اندر سبل
پس چسان بود آن عذاب و بیم ماچون روان شد باد با تعلیم ما
باد صرصر را فرستادیم سختروز نحس مستمر بر شوم بخت
مردمان را کندی از جا مستمرکَأنَّهُم أعجَازُ نَخْلٍ منْقَعِر
همچو تن های دراز نخلهاکه بود کنده و فتاده هر کجا
پس چگونه بود آیا آن عذابکه بر ایشان رو ی بنمود از حجاب
بیم ده آنسان که در سوراخهامی شد و می کند از جا کاخ ها
سهل ما کردیم قرآن را چنینکیست پس تا پند گیرد ز اهل دین