گنج

۶- آیات ۳۹ تا ۶۲

۳۱ بیت

وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسٰانِ إِلاّٰ مٰا سَعیٰ (۳۹) وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُریٰ (۴۰) ثُمَّ یُجْزٰاهُ اَلْجَزٰاءَ اَلْأَوْفیٰ (۴۱) وَ أَنَّ إِلیٰ رَبِّکَ اَلْمُنْتَهیٰ (۴۲) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکیٰ (۴۳) وَ أَنَّهُ هُوَ أَمٰاتَ وَ أَحْیٰا (۴۴) وَ أَنَّهُ خَلَقَ اَلزَّوْجَیْنِ اَلذَّکَرَ وَ اَلْأُنْثیٰ (۴۵) مِنْ نُطْفَةٍ إِذٰا تُمْنیٰ (۴۶) وَ أَنَّ عَلَیْهِ اَلنَّشْأَةَ اَلْأُخْریٰ (۴۷) وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنیٰ وَ أَقْنیٰ (۴۸) وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ اَلشِّعْریٰ (۴۹) وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عٰاداً اَلْأُولیٰ (۵۰) وَ ثَمُودَ فَمٰا أَبْقیٰ (۵۱) وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ (۵۲) وَ اَلْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ (۵۳) فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی (۵۴) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکَ تَتَمٰاریٰ (۵۵) هٰذٰا نَذِیرٌ مِنَ اَلنُّذُرِ اَلْأُولیٰ (۵۶) أَزِفَتِ اَلْآزِفَةُ (۵۷) لَیْسَ لَهٰا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ کٰاشِفَةٌ (۵۸) أَ فَمِنْ هٰذَا اَلْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ (۵۹) وَ تَضْحَکُونَ وَ لاٰ تَبْکُونَ (۶۰) وَ أَنْتُمْ سٰامِدُونَ (۶۱) فَاسْجُدُوا لِلّٰهِ وَ اُعْبُدُوا (۶۲)

و آنکه نیست مر انسان را جز آنچه کوشش نمود (۳۹) و آنکه سعیش بزودی دیده خواهد شد (۴۰) پس جزا داده شود جزای تمام‌تر (۴۱) و آنکه بسوی پروردگار تو است نهایت کارها (۴۲) و آنکه بدرستی که او خندانید و گریانید (۴۳) و آنکه او میرانید و زنده گردانید (۴۴) و آنکه او آفرید دو صنف مذکر و مؤنث (۴۵) از نطفه چون ریخته شد (۴۶) و آنکه بر اوست پدید کردنی دیگر (۴۷) و آنکه او غنی گردانید و سرمایه داد (۴۸) و اوست پروردگار ستاره شعری (۴۹) و آنکه او هلاک گردانید عاد نخستین را (۵۰) و ثمود را پس باقی نگذاشت (۵۱) و قوم نوح را از پیش بدرستی که ایشان بودند ایشان ستمکارتر و طاغی‌تر (۵۲) و آن دیروز بر شده‌ها را فرو افکند (۵۳) پس پوشانید او را آنچه پوشانید (۵۴) پس بکدام یک از نعمتهای پروردگارت شک می‌آری (۵۵) این بیم‌کننده‌ایست از جنس بیم‌کنندگان نخستین (۵۶) نزدیک شد آن نزدیک شونده (۵۷) نیست مر آن را از غیر خدا دفع‌کننده (۵۸) آیا پس از این سخن تعجب می‌کنید (۵۹) و سنجیدید و نمی‌گریید (۶۰) و شمائید غافلان (۶۱) پس سجده کنید مر خدای را او را بپرستید (۶۲)

وینکه باشد سعی بر نیکی روالَّیسَ لِلْإنسَانِ إلَّا مَاسَعَی
آدمی کرد آنچه سعی اندر عملزود بیند اجر خود را ماحَصَل
پس شود پاداش داده بر جزاءبر تمامی آنچه دارد اقتضاء
وینکه باشد سوی ربّت در رجوعمنتهای کار خلق اندر وقوع
در صحیفۀ آن دو باشد نیز اینکو بخنداند، بگریاند یقین
باغ را خنداند از باد صباابر را گریاند از بهر نوا
وآنکه او میراند و زنده کندقدرت خود تا نماینده کند
وآنکه آورد از خلایق در ظهوراز دو صنف اعنی اِناث و هم ذکور
خود ز نطفۀ ماده و نر تا کجادر تمنّا گشت از ایشان جدا
وآنکه بعد از موت مانا بر خداستنشأه دیگر که آن روز جزاست
اوست آن کس که تواند سازد اوهم دهد سرمایه و بنوازد او
در صُحف هم باشد این کز اقتداررَبّ شّعری باشد آن پروردگار
رَبّ شّعری گفت از آن کاندر عربمی پرستیدند آن کوکب به شب
اختصاصش اینکه سیر او بطولباشد اندر آسمان عند العقول
برخلاف اختران که یک به یکسیرشان از عرض باشد در فلک
وآنکه آن پروردگار مهر و ماهکرد قوم عاد اولی را تباه
اولین بودند ایشان در هلاکبعد نوح از امّتان بر روی خاک
یا که اولی بوده اند از مردماندر غناء و مکنت و تاب و توان
هم ثمود آورد ایشان را به سرپس به جا نگذاشت ز ایشان یک نفر
قوم نوح از پیشتر هم کآن گروهاظلم و اطغی بُدندی از وجوه
جمله شهرستان قوم لوط راکرد هم در لحظه ای گرد هوا
پس بپوشانید زیر سنگهاآنچه پوشانید در فرسنگها
پس ز نعمت های ربّت بر کداممی کنی شک یا در این جمله و کلام
این نبی باشد نذیری ارجمندزآن نُذُر کاندر نخستین بوده اند
ساعتی نزدیک شد که خواهد آنگشت نزدیک از یقین نی از گمان
نیست کس ظاهر کنندة وقت آناز خلایق جز خدای راز دان
أفَمِنْ هَذَا الْحَدِیثِ تَعجَبُونیعنی از قرآن شگفت آرید چون
می بخندید از چنین آیت چنانوز وعیدش می نَگریید ایچ هان
خود شما بازی کننده و غافلیدبر هلاک خود ز غفلت عاجلید
هست مروی چونکه این آیت رسیدکس پیمبر را دگر خندان ندید
ای عبادم بر خشوع آرید روفَاسجُدُواْ االلهِ وَادعُوا وَاعبُدُواْ