گنج

۱- آیات ۱ تا ۸

۱۶ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

ق وَ اَلْقُرْآنِ اَلْمَجِیدِ (۱) بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ اَلْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْ‌ءٌ عَجِیبٌ (۲) أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً ذٰلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ (۳) قَدْ عَلِمْنٰا مٰا تَنْقُصُ اَلْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنٰا کِتٰابٌ حَفِیظٌ (۴) بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ (۵) أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی اَلسَّمٰاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنٰاهٰا وَ زَیَّنّٰاهٰا وَ مٰا لَهٰا مِنْ فُرُوجٍ (۶) وَ اَلْأَرْضَ مَدَدْنٰاهٰا وَ أَلْقَیْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ وَ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ (۷) تَبْصِرَةً وَ ذِکْریٰ لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ (۸)

بنام خداوند بخشاینده مهربان

بقرآن بزرگوار (۱) بلکه عجب داشتند که آمد ایشان را بیم‌کننده از ایشان پس گفتند کافران که این چیزیست عجیب (۲) آیا چون بمیریم و بشویم خاک آن بازگشتی است دور (۳) بتحقیق دانسته‌ایم آنچه ناقص می‌کند زمین از ایشان و نزد ماست کتابی نگاهدارنده (۴) بلکه تکذیب نمودند حق را چون آمد ایشان را پس ایشانند در امری مضطرب (۵) آیا پس ننگریستند بآسمان بالای ایشان که چگونه بنا کرده‌ایم آن را و آراسته‌ایم آن را و نیست مر آن را هیچ از شکافها (۶) و زمین کشش دادیم آن را و افکندیم در آن کوه‌های استوار و رویانیدیم در آن از هر صنفی خوش آینده (۷) برای بینایی و پند مر هر بنده بازگشت‌کننده (۸)

قاف قلب خاتم آمد ز انبساطکوست کوه قاف و ارض آن را محاط
بر محیط ماسوی یعنی قسمیا قوام امر و جریان قلم
یا به قول محکم حکم بلندهم به قرآن مجید ارجمند
بل عجب کردند قومی مشتبهکآمد ایشان را از ایشان بیم ده
کافران گفتند بس باشد عجیباین بیان یا این رسالت زین حبیب
أ اذَا مِتْنَا وَ کُنَّا تُرَابذَلِکَ رَجعُ بَعِید اندر ایاب
بعد از آن یعنی که خاک اندر شویمزنده ما خود نوبت دیگر شویم
ما بدانیم آنچه گرداند زمینناقص از ایشان ز لحم و عظم هین
نزد ما باشد کتابی کاندر اوثبت باشد حال اشیاء مو به مو
بلکه ایشان بر غلط هِشتند سُمکَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَما جَآءَهُم
پس بوند این قوم در کاری مرِیجفاسد و شوریده ز آثاری مرِیج
ننگرند آیا که بر سوی سماءفوقشان کردیم تا چون ما بناء
هم ورا آراستیم از اخترانهیچ می نبود شکافی اندر آن
هم کشیدیم این زمین را برقرارکوهها در وی فکندیم استوار
هم نبات از وی برویاندیم مااز هر آن صنفی چنین بهجت فزا
بر نظر کردن ز عبرت زین عجیبتا نماید یاد از او عبد منیب