گنج

۷- آیات ۳۶ تا ۳۸

۲۴ بیت

إِنَّمَا اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَ لاٰ یَسْئَلْکُمْ أَمْوٰالَکُمْ (۳۶) إِنْ یَسْئَلْکُمُوهٰا فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا وَ یُخْرِجْ أَضْغٰانَکُمْ (۳۷) هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّمٰا یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اَللّٰهُ اَلْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ اَلْفُقَرٰاءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُونُوا أَمْثٰالَکُمْ (۳۸)

جز این نیست که زندگی دنیا بازی و هزلیست و اگر ایمان آرید و پرهیزگاری کنید می‌دهد شما را اجرهاتان و نمی‌خواهد از شما مالهاتان را (۳۶) اگر خواهد از شما آنها را پس بجد گیرد شما را بخیلی کنید و بیرون آورد کینه‌های شما را (۳۷) اینک شما اینان خوانده می‌شوید تا انفاق کنید در راه خدا پس از شما کسی است که بخل می‌کند و آنکه بخل کند پس باز نمی‌گیرد مگر از خودش و خدا بی‌نیاز است و شما محتاجانید و اگر رو گردانید بدل می‌آورد گروهی جز شما پس نباشند امثال شما (۳۸)

این حیات دنیوی نبود جز اینکه بود لعبی و لهوی همچنین
ور بپرهیزید و ایمان آوریدحق شما را اجر بدهد بر مزید
هم نخواهد مالهاتان را خداچونکه بدهد بر شما مزد و عطا
یا نخواهد مالهاتان را تمامبلکه خواهد عُشر آن را در مقام
عُشر بدهد بر فقیر اعنی غنیحاصل آن صحت است و ایمنی
مالتان خواهد ز عُشر از بیشترمی شوید از بخل تند و کینه ور
اندکی ور جد نماید در طلبپس شما آیید در قهر و غضب
خوانده گشتید این بدانید از ولاتا کنید انفاق در راه خدا
خود شما باشید آنان کآمدیددر ره اسلام چون خوانده شدید
تا کنید انفاق پس بعض از شمابخل آرد در زکات و در عطا
وآنکه کرد او بخل خود نبود جز اینکو به نفس خویش بخل آرد یقین
حق غنی ز انفاق و خلقان است و بسجمله محتاجید بر وی هر نفس
گر ز امر او بگردانید روجایتان قوم دگر را آرد او
تا بر ایشان رونق و روزی دهدنصر و نیرو فتح و فیروزی دهد
زآن جماعت دین خود ظاهر کندبر جهانشان غالب و قاهر کند
پس نباشد آن جماعت چون شمابلکه سخت و ثابتند اندر ولا
زو بپرسیدند کایشان کیستندگفت غیر از قوم سلمان نیستند
یعنی اهل فارس باشند آن گروهکه از ایشان دین حق یابد شکوه
زین بیان قصد اصفهان و فارس نیستبلکه توحید و مقام معنوی است
بود سلمان رسته از آب و گل اوداشت جا در شهر منّا یکدل او
همچو او آیند یعنی در سلوکرهنوردان قویدل از ملوک
دورة دیگر که دور اولیاستکار مردان بر مراد و مدعاست
مال چبود تا که در پیمان دهندچیست جان تا گویم آسان جان دهند
در طریق ار با صفی همره شویزآن دیار و اهل آن آگه شوی