گنج

۱- آیات ۱ تا ۶

۳۴ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ أَضَلَّ أَعْمٰالَهُمْ (۱) وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ وَ آمَنُوا بِمٰا نُزِّلَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بٰالَهُمْ (۲) ذٰلِکَ بِأَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا اِتَّبَعُوا اَلْبٰاطِلَ وَ أَنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّبَعُوا اَلْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ کَذٰلِکَ یَضْرِبُ اَللّٰهُ لِلنّٰاسِ أَمْثٰالَهُمْ (۳) فَإِذٰا لَقِیتُمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ اَلرِّقٰابِ حَتّٰی إِذٰا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا اَلْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً حَتّٰی تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا ذٰلِکَ وَ لَوْ یَشٰاءُ اَللّٰهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ اَلَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمٰالَهُمْ (۴) سَیَهْدِیهِمْ وَ یُصْلِحُ بٰالَهُمْ (۵) وَ یُدْخِلُهُمُ اَلْجَنَّةَ عَرَّفَهٰا لَهُمْ (۶)

بنام خداوند بخشاینده مهربان

آنان که کافر شدند و باز داشتند از راه خدا ضایع گردانید کردارهاشان را (۱) و آنان که گرویدند و کردند کارهای شایسته و ایمان آوردند بآنچه فرو فرستاده شد بر محمد «ص» و اوست حق از پروردگارشان در گذرانید از ایشان گناهانشان را و باصلاح آورد حالشان را (۲) این بآنست که آنان که کافر شدند پیروی کردند باطل را و اینکه آنان که ایمان آوردند پیروی کردند حق را از پروردگارشان همچنین می‌زند خدا از برای مردمان مثلهای ایشان را (۳) پس چون ملاقات کنید آنان را که کافر شدند پس زدن گردنها تا وقتی که بسیار بکشید ایشان را پس سخت کنید بند را پس یا منت نهادنی بعد از آن و یا فدا گرفتنی تا بنهند کارزار آلاتش را اینست و اگر می‌خواست خدا هر آینه انتقام کشیده بود از ایشان و لیکن تا بیازماید بعضی از شما را ببعضی و آنان که کشته شدند در راه خدا پس هرگز ضایع نمی‌گرداند کردارهاشان را (۴) بزودی هدایتشان کند و بسامان آرد حالشان را (۵) و در آوردشان ببهشت که تعریف کرد آن را برای ایشان (۶)

آن کسان که نگرویدند از عمیباز استادند از راه خدای
یا که مردم را ز ره مانع شدندبر هوای نفس دون تابع شدند
حق مگر نابود کرد اعمالشانکه نمودی نیک آن افعالشان
چند تن بودند ز اعیان قریشکه طعام و خرج دادندی به جیش
بر ستیزه احمد(ص) پاکیزه خوباز تا مانند از آئین او
گفت حق کاعمال مشرک باطل استبر کسان اطعامشان بی حاصل است
لیک این حکم است عام اندر عبادهر عمل کآن باشد از جور و فساد
یا عطائی کز ریاء و شهرت استگر بود، پاداش آن را نقمت است
ترک هستی از عطاها جمله بِهمال حق بر ناحقی هرگز مده
مال می دادند تا با اهل حقدر نبرد آیند ارذال فرق
کی کند اینسان عطاء جز احمقیخواهد از وی تا شود باطل حقی
وآن کسان که بگرویدند از ولاءمی کنند اعمال نیکو بی ریاء
بگرویدند آنچه را نازل ز حقبر محمّد (ص) گشت ز احکام و نسق
اوست حق یعنی که قرآن مجیدکآمد از حق بر رسول بی ندید
آن کسانی را که باشد این صفاتبگذراند حق از ایشان سیّئات
کارشان را آورد هم بر صلاحآخر ایشان راست بر فوز و فلاح
این است بهر آنکه ارباب ضلالپیروی کردند از باطل به حال
کافران کردند یعنی پیرویاز تبه کاری چو شیطان غوی
وآن کسان کایمان به حق آورده اندپیروی از حق به فرمان کرده اند
یعنی از قرآن که از پروردگارگشته نازل برده فرمان ز اختیار
حق بدینسان می کند بر مردمانحال ایشان را ز کفر و دین عیان
پس مباد از کافران تا تن زنیدهر کجا بینیدشان گردن زنید
آن زمان یعنی که قائم گشت حربزود و سخت آریدشان بر قتل و ضرب
تا ثخانت را و غلظت را ز حدبگذرانید اندر ایشان با سند
یا گران سازیدشان چندان به ضربکه نباشد از رهی قادر به حرب
بندشان محکم به دست و پا نهیدتا که نگریزند چون دست آورید
یا بر ایشان پس شما منّت نهیدبی عوض از پندشان رخصت دهید
بعد از آنکه بر شما گشتند اسیریا فداء گیرند از ایشان دلپذیر
تا که ننهند اهل حرب آلات خودباقی این حکم است تا آن وقت و حد
کار این است ار خدا خواهد کِشدانتقام از کافران بی رشد
لیک خواهد تا نماید امتحانبعض را بر بعض خلاّق جهان
کارزار آنانکه در راه خدامی کنند اعمالشان نبود هبا
زود بنماید ره از اقبالشانهم به اصلاح آورد مر حالشان
داخل ایشان را نماید در بهشتکرده تعریفش بر ایشان در سرشت