گنج

۲- آیات ۱۳ تا ۲۹

۳۱ بیت

أَنّٰی لَهُمُ اَلذِّکْریٰ وَ قَدْ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِینٌ (۱۳) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قٰالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ (۱۴) إِنّٰا کٰاشِفُوا اَلْعَذٰابِ قَلِیلاً إِنَّکُمْ عٰائِدُونَ (۱۵) یَوْمَ نَبْطِشُ اَلْبَطْشَةَ اَلْکُبْریٰ إِنّٰا مُنْتَقِمُونَ (۱۶) وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ (۱۷) أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبٰادَ اَللّٰهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۸) وَ أَنْ لاٰ تَعْلُوا عَلَی اَللّٰهِ إِنِّی آتِیکُمْ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ (۱۹) وَ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ (۲۰) وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِی فَاعْتَزِلُونِ (۲۱) فَدَعٰا رَبَّهُ أَنَّ هٰؤُلاٰءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ (۲۲) فَأَسْرِ بِعِبٰادِی لَیْلاً إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ (۲۳) وَ اُتْرُکِ اَلْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ (۲۴) کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ (۲۵) وَ زُرُوعٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ (۲۶) وَ نَعْمَةٍ کٰانُوا فِیهٰا فٰاکِهِینَ (۲۷) کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا قَوْماً آخَرِینَ (۲۸) فَمٰا بَکَتْ عَلَیْهِمُ اَلسَّمٰاءُ وَ اَلْأَرْضُ وَ مٰا کٰانُوا مُنْظَرِینَ (۲۹)

کجاست مر ایشان را پند گرفتن و بدرستی که آمد ایشان را رسولی آشکارکننده (۱۳) پس رو گردانیدند از او و گفتند آموخته شده‌ایست دیوانه (۱۴) بدرستی که ما دفع‌کننده عذابیم اندکی بدرستی که شمائید عودکنندگان (۱۵) روزی که سخت می‌گیریم آن سخت گرفتن عظیم بدرستی که مائیم انتقام‌کشندگان (۱۶) و بتحقیق که آزمودیم پس از ایشان قوم فرعون و آمد ایشان را رسولی شریف (۱۷) که بسپارید بمن بندگان خدا را بدرستی که منم مر شما را رسولی امین (۱۸) و آنکه رفعت مجوئید بر خدا بدرستی که من آورنده‌ام شما را حجتی روشن (۱۹) و بدرستی که من پناه می‌برم بپروردگار من و شما که سنگسار کنید مرا (۲۰) و اگر باور ندارید مرا پس کناره کنید از من (۲۱) پس خواند پروردگارش را که اینان گروهی‌اند گناهکاران (۲۲) پس ببر بندگان مرا در شب بدرستی که شمائید از پی‌رفته‌شدگان (۲۳) و واگذار دریا را آرمیده بدرستی که ایشانند لشکری غرق‌شدگانند (۲۴) بسا که وا گذاشتند از باغها و چشمها (۲۵) و کشتها و جای خوب (۲۶) و نعمتی که بودند در آن متنعمان (۲۷) همچنین است و بمیراث دادیم آنها را بگروهی دیگر (۲۸) پس نگریست بر ایشان آسمان و زمین و نشدند مهلت‌دادگان (۲۹)

بُد چگونه پند را ز ایشان وفاوآنکه آمدشان رسولی برملا
بر تذکر بود این اعظم سبباز سببهای دگر ذاک العجب
پشت زو کردند و گفتند آشکاریافته تعلیم از حبر و یسار
زآن غلامان این بیان آموختهیا بود مجنون نه عقل اندوخته
باز چو آرند استغاثه در ایابما از ایشان باز داریم این عذاب
در زمان اندک اما می کنیدعود بر کفران سابق بل مزید
یوم بنطش بطئة الکبری تماممی‌کشیم آن روز زایشان انتقام
پیش از ایشان اندر افکندیم مامر به فتنۀ قوم فرعون دغا
آمد ایشان را رسولی ارجمندگفت بفرستید سویم بی گزند
آن عباد االله که در دام شمامبتلاء باشند در رنج و بلا
یعنی اسرائیلیان را در یقینبر شما از حق رسولم من امین
وآنکه بر حق کبر می نارند و کینإنِّی آتِیکُم بِسُلْطَانٍ مبین
چونکه موسی گفت حقّ نصح و پندپس به قتل و رجم او برخاستند
گفت من بردم به رب خود پناهتا کنیدم سنگسار اکنون به راه
ور ز من باور ندارید این سخنپس کنید از من کناره بی محن
خواند پس پروردگارش را فزونهَؤُلَآءِ أنَّ قَوم مجرِمُون
گفت حق بر پس عبادم را به شبمر شما را زآنکه آیند از عقب
بحر را بر حال خود هِل منفرجتا در آن گردند یکجا مندرج
اندر آیند از پی ات زآن راههامغْرَقُونند این جنود اندر بلا
ای بسا کآن قبطیان بگذاشتندبوستانهایی که خرم داشتند
پر ز اشجار و عیون و زرع و کِشتوآن مکانهای نکو همچون بهشت
نعمتی هم که بُدندی بهره یابفَاکِهِین بودند در وی شیخ و شاب
همچنین است امر ما و آن بوم و برارث ما دادیم بر قوم دگر
هیچ از آن ارض و سماء نگریست پسبر حسابی هیچشان نگرفت کس
یا بر ایشان کس به جز لعنت نکردبعد از ایشان رحم و هم رحمت نکرد
برخلاف انبیاء و اولیاءکه بر ایشان خون گرید ارض و سماء
بر حسین ابن علی بگریست عرشآمدند اندر تزلزل عرش و فرش
زآنکه امری بود قتلش بس عظیمشاید ار دلها بر او گردد دو نیم
هم به یحیی و زکریا آسمانگریه کرد آمد در اخبار آن چنان
لیک هرگز می نگرید چشم کسبر ستمکاری شقی ای پر هوس
می نبودند آن گروه از منظرینمهلت ایشان را نبود از رب دین