گنج

۹- آیات ۵۷ تا ۶۲

۳۸ بیت

وَ لَمّٰا ضُرِبَ اِبْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذٰا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ (۵۷) وَ قٰالُوا أَ آلِهَتُنٰا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مٰا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاّٰ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ (۵۸) إِنْ هُوَ إِلاّٰ عَبْدٌ أَنْعَمْنٰا عَلَیْهِ وَ جَعَلْنٰاهُ مَثَلاً لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ (۵۹) وَ لَوْ نَشٰاءُ لَجَعَلْنٰا مِنْکُمْ مَلاٰئِکَةً فِی اَلْأَرْضِ یَخْلُفُونَ (۶۰) وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّٰاعَةِ فَلاٰ تَمْتَرُنَّ بِهٰا وَ اِتَّبِعُونِ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِیمٌ (۶۱) وَ لاٰ یَصُدَّنَّکُمُ اَلشَّیْطٰانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (۶۲)

و چون زده شد پسر مریم مثلی آن‌گاه قوم تو از آن فریاد برمیآورند (۵۷) و گفتند آیا الهان ما بهترند با او نزدند آن را برای تو جز جدلی بلکه ایشانند گروهی خصومت‌کنندگان (۵۸) نیست او جز بنده که احسان کردیم بر او و گردانیدیم او را مثلی برای بنی اسرائیل (۵۹) و اگر خواهیم هر آینه گردانیم از شما ملائکه را در زمین که جانشین باشند (۶۰) و بدرستی که اوست هر آینه علمی برای قیامت پس شک میار بآن و پیروی کنید مر اینست راه راست (۶۱) و باز ندارد البته شما را شیطان بدرستی که او مر شما راست دشمنی آشکار (۶۲)

شد زده بر ابن مریم چون مثلکه پرستندش نصاری در محل
چون مسیح و عابدینش در جحیمجملگی باشند با رنج الیم
با الهان گو که ما باشیم هماوست بهتر یا الهان نیست عم
عیسی ار حَصَب جهنم باشد اوگو که ما باشیم هم بی گفتگو
می نگفتند این مثل جز بر جدلدر خصومت این گُره سختند بل
وجه دیگر آنکه چون مدح مسیحمصطفی(ص) میکرد با مریم صریح
مشرکان گفتند قصد اوست اینکه پرستندش چو عیسی از یقین
وجه دیگر آنکه روزی با علی (ع)گفت پیغمبر (ص) به گفتار جلی
کاندر این امّت تو را باشد مثلهمچو عیسی نزد قومش در عمل
فرقه ای غالی شدند او را به حقفرقه ای کردند از وی طعن و دق
خنده کردند اهل غمز از این کلامکابن عمش گشت پیغمبر مقام
آمد این آیت که بر عیسی مثلابن عمت را زدی چون در محل
گفت مشرک گر علی چون عیسی استبهتر از عیسی است بت هم بت پرست
نیست عیسی غیر عبدی که بر اوکرده ایم اِنعام ما بی گفتگو
می بگرداندیم او را ما مثلبهر اسرائیلیان در هر محل
قصه ای یعنی که بس باشد غریبنزد آن کو دارد از دانش نصیب
بی ز والد کی وجودی پا گرفتوین ز قدرتهای ما نبود شگفت
ور که هم خواهیم گردانیم هیناز شما افرشتگان اندر زمین
تا درآیند از پی هم چون شمااین چنین تبدیل سهل آید به ما
بر ملایک بنیۀ آدم بَدلما کنیم این اعجب است اندر مثل
اوست آن چیزی که دانسته به آنمی شود مانا قیامت ناگهان
یعنی اینکه عیسی آمد بی پدرباشد از علم قیامت در اثر
زآن حقیقت کس نیابد آگهیجز که گردد محرم سرّ اللهی
لیک زین رمزت صفی گوید یکیگر اشارت فهم و صاحب مدرکی
دیده باشی خواب چیزی را که روزعین آن واقع شود بی درد و سوز
نیست در خواب از طبیعت در شیوعهیچ اسبابی که آن یابد وقوع
نور روحت اندک ار لامع شودهر چه بینی عین آن واقع شود
آنچه در ملک طبیعت واقع استدر حقیقت عین آن بی مانع است
هست اسباب الهی غیر از آنکه تو بینی در طبیعت زو نشان
آن کسی بیند که از تن رسته استجانش از بند طبیعت جسته است
چوب گر شد اژدها نبود عجبکآن الهی بود نه از طبع و سبب
خارق عادات جمله این چنینباشد ار روشندلی و تیزبین
عقلی ار باور نکرد این ساز راگو نفهمد جان احمق راز را
در قیامت فهمد آن را لاعلاجباز شد چون پردة طبع و مزاج
لَاتَمتَرُنَّ بِهَا یعنی که شکناورید اندر قیامت هیچ یک
هم نمایید از رسولم پیرویاین است راه راست نزد معنوی
بازتان باید ندارد دیو گرگکآن شما را دشمنی باشد بزرگ
دشمنیِ خود نمود او آشکارکرده بیرونتان ز جنّت خوار و زار