گنج

۱۲- آیات ۸۱ تا ۸۹

۲۱ بیت

قُلْ إِنْ کٰانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ اَلْعٰابِدِینَ (۸۱) سُبْحٰانَ رَبِّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ رَبِّ اَلْعَرْشِ عَمّٰا یَصِفُونَ (۸۲) فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ اَلَّذِی یُوعَدُونَ (۸۳) وَ هُوَ اَلَّذِی فِی اَلسَّمٰاءِ إِلٰهٌ وَ فِی اَلْأَرْضِ إِلٰهٌ وَ هُوَ اَلْحَکِیمُ اَلْعَلِیمُ (۸۴) وَ تَبٰارَکَ اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا وَ عِنْدَهُ عِلْمُ اَلسّٰاعَةِ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۸۵) وَ لاٰ یَمْلِکُ اَلَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ اَلشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (۸۶) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اَللّٰهُ فَأَنّٰی یُؤْفَکُونَ (۸۷) وَ قِیلِهِ یٰا رَبِّ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ قَوْمٌ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۸۸) فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلاٰمٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (۸۹)

بگو اگر باشد مر خدای بخشاینده را فرزندی پس منم اول پرستندگان (۸۱) دانم پاک بودن پروردگار آسمانها و زمین پروردگار عرش از آنچه وصف می‌کنند (۸۲) پس واگذار ایشان را که صحبت دارند و بازی کنند تا آنکه ملاقات کنند روزشان را که وعده داده می‌شوند (۸۳) و اوست که در آسمان اله است و در زمین اله است و اوست درست کار دانا (۸۴) و افزون آمد آنکه مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میانه آنهاست و نزد اوست دانش قیامت و بسوی او باز گردانیده می‌شوید (۸۵) و مالک نمی‌باشند آنان که می‌خوانند از غیر او شفاعت کردن را مگر کسی که گواهی داد بحق و ایشان می‌دانند (۸۶) و اگر بپرسی از ایشان که که آفرید ایشان را هر آینه گویند البته خدا پس بکجا برگردانیده می‌شوند (۸۷)و قولش ای پروردگار من بدرستی که اینها گروهی‌اند که ایمان نمی‌آورند (۸۸) پس اعراض کن از ایشان و بگو سلام پس زود باشد که بدانند (۸۹)

ای محمّد (ص) گو بُد ار حق را ولداول آن را من پرستیدم به جد
پاک باشد خالق ارض و سمارب عرش از وصف و نعت ناروا
پاک از آنکه باشدش جفت و ولدیا ز هر وصفی که دور است از خرد
بازشان بگذار پس بی گفتگوتا بوند اندر یَخُوضُواْ یَلْعَبُواْ
تا به هنگامی که روز خویش رابنگرند ایشان به وعده در جزا
اوست معبود ملایک در فلکدر زمین معبود جن و انس یک
او حکیم است و علیم اندر امورراستکار و آگه از سرّ صدور
وین بود مخصوص علام الغیوبکه بود دانا به اسرار قلوب
دایم البرکات کو را هست اینپادشاهیِ سماوات و زمین
وآنچه در مابین این ارض و سماستحکم او جاری به جمله ماسواست
هم بود علم قیامت نزد اوهم به او گردید راجع مو به مو
آنچه را خوانید جز حق نیستندبر شفاعت مالک آن تا چیستند
جز کسانی که به ربّ العالمینمر شهادت داده باشند از یقین
می بدانند از دل آن را که به لبخود گواهی داده بر توحید رب
پرسی ار ز ایشان که خلاّق شماکیست، می گویند البته خدا
پس چگونه باز گردانده شوندغیر او را بر پرستش بگروند
قِیلِهِ یَارَبِّ إنَّ هَاؤُلَآءنگروند این قوم از روی ولاء
پس نما اعراض از ایشان یا که رومی بگردان از مکافات عدو
گو سلام اعنی کلامی که به جانخود تو سالم مانی از نابخردان
این زمان بگذار تا وقتی که زودپس بدانند آنچه حکم غیب بود
زود یعنی کارها یابد ظهورپس بدانند آنچه هست اندر امور