گنج

۷- آیات ۳۹ تا ۴۶

۳۰ بیت

یٰا قَوْمِ إِنَّمٰا هٰذِهِ اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا مَتٰاعٌ وَ إِنَّ اَلْآخِرَةَ هِیَ دٰارُ اَلْقَرٰارِ (۳۹) مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلاٰ یُجْزیٰ‌ إِلاّٰ مِثْلَهٰا وَ مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِکَ یَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهٰا بِغَیْرِ حِسٰابٍ (۴۰) وَ یٰا قَوْمِ مٰا لِی أَدْعُوکُمْ إِلَی اَلنَّجٰاةِ وَ تَدْعُونَنِی إِلَی اَلنّٰارِ (۴۱) تَدْعُونَنِی لِأَکْفُرَ بِاللّٰهِ وَ أُشْرِکَ بِهِ مٰا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوکُمْ إِلَی اَلْعَزِیزِ اَلْغَفّٰارِ (۴۲) لاٰ جَرَمَ أَنَّمٰا تَدْعُونَنِی إِلَیْهِ لَیْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِی اَلدُّنْیٰا وَ لاٰ فِی اَلْآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنٰا إِلَی اَللّٰهِ وَ أَنَّ اَلْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ (۴۳) فَسَتَذْکُرُونَ مٰا أَقُولُ لَکُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ (۴۴) فَوَقٰاهُ اَللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا وَ حٰاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ اَلْعَذٰابِ (۴۵) اَلنّٰارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهٰا غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ اَلسّٰاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ اَلْعَذٰابِ (۴۶)

ای جماعت جز این نیست که این زندگانی دنیا مایه اندک تعیشی است و بدرستی که آخرت آنست سرای آرام (۳۹) آنکه کرد بدی را پس جزا داده نمی‌شود مگر مانندش و آنکه کرد کاری شایسته از مذکر یا مؤنث و او گر گرونده است پس آنها داخل می‌شوند در بهشت روزی داده می‌شوند در آن بیشمار (۴۰) و ای جماعت چیست مرا که می‌خوانم شما را بسوی نجات و می‌خوانید مرا بسوی آتش (۴۱) می‌خوانید مرا که کافر شوم بخدا و شریک سازم باو آنچه نیست مرا بآن دانشی و من می‌خوانم شما را بسوی خدا غالب آمرزنده (۴۲) ناچار است که آنچه می‌خوانید مرا بسوی آن نیست مر او را خواندنی در دنیا و نه در آخرت و اینکه بازگشت ما بسوی خداست و اینکه اسراف‌کنندگان ایشانند اهل آتش (۴۳) پس بزودی یاد خواهید کرد آنچه می‌گویم مر شما را و باز می‌گذارم کاری را بخدا بدرستی که خدا بیناست ببندگان (۴۴) پس نگهداشت او را خدا از بدیهای آنچه اندیشیدند و احاطه کرد بکسان فرعون بدی عقوبت (۴۵) آتش عرض کرده می‌شوند بر آن بامداد و شبانگاه و روزی که قایم شود قیامت و داخل کنید کسان فرعون را در سخت‌ترین عقوبت (۴۶)

ای گروهِ من، جز این نبود که هستزندگی این جهان برخورد پست
این متاعی اندک اندر اعتباروآن سرای آخرت دارالقرار
هر که کاری بد کند پاداش آنپس نباشد جز که مثلش در جهان
وآنکه کرد او کار نیک از مرد و زنوآنکه او مؤمن بود بی مکر و فن
آن گُره پس داخل اندر جنّتندرزق داده بی حساب از حضرتند
قوم از گفتار حزبیل آن چنانفهم ایمان کرد هر کس در بیان
پس زبانها گشت بر طعنش درازداشتی کز دین خود دست از چه باز
دین موسی را نمودی اختیارگشتی از فرعون و دینش برکنار
گفت او یَاقَومِ مَالِی یا ثقاتاینکه می خوانم شما را بر نجات
پس شما خوانید سوی آتشموین بود خواندن ز دیو سرکشم
می بخوانیدم که تا من بر خداکافر و مشرک شوم بر ناروا
با خدا آرم شریک آن را که نیستمر مرا علمی به اصل آن، که چیست
یا نی ام دانا بر آنکه جز خدامی تواند بود مع بودی بجا
من همی خوانم شما را از قراربر خدای غالب آمرزگار
ثابت است این کآنچه خوانیدم بر آننیست او را خواندنی در دو جهان
دعوت فرعون را یا از خدااستجابت نیست در هر مدعا
این است حق که بازگشت ما تمامجمله باشد سوی خلاّق الانام
وآن ز حد خویش بیرون رفتگانجملگی اصحابِ نارند از نشان
زود باشد پس که تا آرید یادآنچه من گویم شما را از وداد
واگذارم کار خود را من به حقکوست بینا بر عباد و ماخَلَق
پس نگاهش داشت حق از بد سیروز بدی مکر ایشان سر به سر
زآنکه قصد قتل او فرعون کردچونکه او آگه بُد از ایمان مرد
کرد پس حزبیل بر کوه ی فرارکوه گشت از امر حق بر وی حصار
هر که رفت آنجا به قصد قتل ویاز حقش سوءالعذاب آمد ز پی
حاقَ بأل اعنی که بر فوعونیانمی رسید از حق عذابی ناگهان
غرق باشد یا مراد از حَاقَ بألکه به بحر آن جمله گشتند از ضلال
نار از سوءالعذاب آمد بَدلکه بر ایشا ن عرضه گشت اندر محل
نار دوزخ یا بر ایشان صبح و شامدارد اندر سوزش خویش اهتمام
اندر آیید آل فرعون از خبردر قیامت بر عذابی سخت تر
وآن عذاب حسرت است و انفعالیا ندم کافزاید او بر سوء حال