گنج

۵- آیات ۲۳ تا ۲۹

۲۹ بیت

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ (۲۳) إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ (۲۴) فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اُقْتُلُوا أَبْنٰاءَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اِسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ اَلْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ (۲۵) وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ‌ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی اَلْأَرْضِ اَلْفَسٰادَ (۲۶) وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ اَلْحِسٰابِ (۲۷) وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اَللّٰهُ وَ قَدْ جٰاءَکُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کٰاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صٰادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ اَلَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّٰابٌ (۲۸) یٰا قَوْمِ لَکُمُ اَلْمُلْکُ اَلْیَوْمَ ظٰاهِرِینَ فِی اَلْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنٰا مِنْ بَأْسِ اَللّٰهِ إِنْ جٰاءَنٰا قٰالَ فِرْعَوْنُ مٰا أُرِیکُمْ إِلاّٰ مٰا أَریٰ وَ مٰا أَهْدِیکُمْ إِلاّٰ سَبِیلَ اَلرَّشٰادِ (۲۹)

و بتحقیق فرستادیم موسی را با آیتهای ما و حجتی روشن (۲۳) بسوی فرعون و هامان و قارون پس گفتند ساحری است بسیار دروغگو (۲۴) پس چون آورد ایشان را حق از نزد ما گفتند بکشید پسران آنان که گرویدند باو و زنده گذارید زنان ایشان را و نیست حیله کافران مگر در گمراهی (۲۵) و گفت فرعون بگذارید مرا که بکشم موسی را و باید که بخواند پروردگارش را بدرستی که من می‌ترسم که بدل کند دین شما را یا آنکه بظهور آورد در زمین تباهی را (۲۶) و گفت موسی بدرستی که من پناه می‌برم بپروردگارم و پروردگار شما از هر تکبرکننده که نمی‌گرود بروز شمار (۲۷) و گفت مردی گرونده از کسان فرعون که پنهان می‌داشت ایمان خود را آیا می‌کشید مردی را که می‌گوید پروردگار من خداست و بتحقیق آورده است شما را بینتها از پروردگارتان و اگر باشد دروغگوی پس بر اوست دروغش و اگر باشد راستگوی برسد شما را برخی از آنچه وعده می‌دهید شما را بدرستی که خدا هدایت نمی‌کند کسی را که اوست اسراف‌کننده دروغگو (۲۸) ای جماعت مر شما راست پادشاهی امروز غالبان در زمین پس کیست که یاری کند ما را از عذاب خدا اگر آید ما را گفت فرعون که نمی‌نمایم شما را جز آنچه می‌بینم و هدایت نمی‌کنم شما را مگر راه راستی (۲۹)

ما فرستادیم موسی را یقینبا نشانی ها و سلطان مبین
جانب فرعون مردود شریرهم دگر قارون و هامان وزیر
اختصاص این سه تن اندر بیانهست ز افزونی کفر از دیگران
پس بگفتند او بود در ادعاساحری کذّاب نه از راه خدا
پس چو آورد آن گُره را دین راستاو ز نزد ما که از ما بر سزاست
می بگفتند آن جماعت اُقتُلُواْجمله أبنَا الَّذِینَ آمَنُواْ
زنده بگذارید زن هاشان به حالنیست کید کافران جز در ضلال
گفت مر فرعون سرکش با حشمواگذاریدم که موسی را کُشم
گو بخواند رب خود را از فنشتا مرا مانع شود از کشتنش
من بترسم کو ره دیگر زنددین و آئین شما مبدل کند
یا شود در ارض ما ظاهر فسادچونکه گردد تابعان او زیاد
گفت موسی من به رب خود پناهاز هر آن گردنکشی گیرم به گاه
آنکه بر یوم حساب او نگرودتا که دفع شرّ او از من شود
زین مباشید ای گروه من ملولنیست او قادر به قتلم در قبول
بر خدای خویش و بر رب شمامن پناه آورده ام زین ماجرا
گفت مردی ز آل فرعون عنودکه نهان ایمان او از قوم بود
قصد قتل مردی آیا می کنیدزآنکه گوید رَبِّیَ االلهُ یا عبید
یعنی ای مردم خدای ما یکی استکی کند شک گر کسی را مُدرکی است
وآنگهی کآورده است او بیّناتاز خدای خود شما ر ا از جهات
پس اگر گوید دروغ از بهر اوستمر وبال کذبش این بی گفتگوست
ور که باشد راستگو بعضی رسدبر شما پس زآنچه وعده می دهد
راه ننماید حق از حد گشته راکاذبِ از راهِ دین بگذشته را
ای گروه مَنْ لَکُمُ الْمُلْکُ یَومغالب اندر مصر بر موسی و قوم
کیست پس آن کو دهد یاری به مااز عذاب و بأس حق إن جاءنا
گِرد امری پس نگردید از گمانکه زوال ملکتان باشد در آن
گفت پس فرعون مر حزبیل رامَآ أرِیکُم قَومِی إلَّا مَآ أرَی
بر شما نبوم به راهی من دلیلجز که بینم اندر آن خیری جمیل
بر شما ننمایم الاّ راه راستوآن هلاک موسی صاحب عصاست
گر نگردد کُشته او در رهگذراین زمین اندر فساد است و خطر