گنج

۱۳- آیات ۷۹ تا ۸۵

۲۸ بیت

اَللّٰهُ اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَنْعٰامَ لِتَرْکَبُوا مِنْهٰا وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ (۷۹) وَ لَکُمْ فِیهٰا مَنٰافِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَیْهٰا حٰاجَةً فِی صُدُورِکُمْ وَ عَلَیْهٰا وَ عَلَی اَلْفُلْکِ تُحْمَلُونَ (۸۰) وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ فَأَیَّ آیٰاتِ اَللّٰهِ تُنْکِرُونَ (۸۱) أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی اَلْأَرْضِ فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ (۸۲) فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرِحُوا بِمٰا عِنْدَهُمْ مِنَ اَلْعِلْمِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (۸۳) فَلَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا قٰالُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنٰا بِمٰا کُنّٰا بِهِ مُشْرِکِینَ (۸۴) فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمٰانُهُمْ لَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا سُنَّتَ اَللّٰهِ اَلَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبٰادِهِ وَ خَسِرَ هُنٰالِکَ اَلْکٰافِرُونَ (۸۵)

خداست آنکه گردانید برای شما چهارپایان را تا سوار شوید برخی از آنها را و برخی از آنها را بخورید (۷۹) و مر شما راست در آنها منفعتها و تا برسید بر سواری آنها بحاجتی که باشد در سینه‌هاتان و بر آنها و بر کشتی بار کرده می‌شوید (۸۰) و می‌نماید شما را آیتهایش پس بکدام آیات خدا انکار می‌کنید (۸۱) آیا پس نرفتند در زمین پس بنگرند چگونه بود انجام آنان که بودند از پیش ایشان بودند بیشتر از ایشان و سخت‌تر از راه توانایی و اثرها در زمین پس کفایت نکرد از ایشان آنچه بودند کسب می‌کردند (۸۲) پس چون آمد ایشان را رسولانشان با حجتها شاد شدند بآنچه بودند نزد ایشان از دانش و احاطه کرد بایشان آنچه بودند بآن استهزا می‌کردند (۸۳) پس چون دیدند عذاب ما را گفتند گرویدیم بخدا تنها و کافر شدیم بآنچه بودیم بآن مشرکان (۸۴) پس نباشد که سود دهد ایشان را ایمانشان چون دیدند عذاب ما را دستور خدا که بحقیقت گذشت در بندگانش و زیان کردند آنجا کافران (۸۵)

حق کسی باشد که اَنعام آفریدبر شما تا نفعها زآنها برید
تَرْکَبُواْ مِنْهَا وَمّنْهَا تَأکُلُونسودها باشد شما را زآن فزون
تا رسید اندر سفرها کوست دورسوی حاجت ها که هست اندر صدور
هم بر آنها هم به کشتی ها سوارسوی بحر و برّ شوید اندر گذار
بر شما آیات خود سازد پدیدبر کدام از آیت االله منکرید
بر تجارت در یمن یا ارض شاممنکران آیا نرفتند از مقام
تا چگونه بوده بینند از سفرآخر آنان که بوده پیشتر
اکثر از ایشان بُدند اندر عددهم ز روی قوّت و آثار اشد
دفع پس ز ایشان نکرد ایچ آن عذابآنچه کردند از تمکن اکتساب
پس به هنگامی که آمدشان رسلبا نشان معجزات از جزء و کل
شاد گشتندی به آنچه نزدشانبُد ز دانش هم ز گفتار و بیان
پس گرفتید آن رسولان را حقیرهم به دانش هم به آیات کثیر
فلسفه بوده است یا طب آن علومهندسه هم یا طبایع یا نجوم
ز اهل یونان گر حکیمی می شنیدنام وحی، او روی در هم می کشید
همچنین از ذکر آیات و رسللنگ می شد پایشان نزدیک پل
زین سخنها زیر هِشتندی دو گوشیعنی این باور ندارد مرد هوش
کارشان بر انبیا تحقیر بودسنگ را افسردگی ز اکسیر بود
هم در این ایّام گیرد فلسفیگوش خویش از ذکر تفسیر صفی
گو بمان در جهل و انکار ای حکیمکی به پروای تو اند اهل نعیم
خنده می کردند اندر امر و نهیبر کلام انبیا و حکم و وحی
پس فرو بگرفتشان در آزمونحکم ما کَانُواْ بِهِ یَستَهزِؤُن
یافتند از بأس ما چون آگهیبالعیان گفتند امَنَّا بِهِ
بر خدایی کو بود یکتا به ذاتکرده ارسال رسل با بیّنات
کافریم اینک به آن چیزی که مازآن بُدیم از پیش کافر بر خدا
پس نبُد کایمانشان سودی دهدچونکه دیدند آن عذاب بی ز حد
سنت االله گشته جاری در اصولکه نباشد وقت یأس ایمان قبول
آن طریقه که نهاد او در عبادکافران خسران نمودند از عناد
مرغ بی هنگام را شاید که پَربرکنندش یا برندش زود سر