گنج

۱۱- آیات ۶۵ تا ۶۸

۱۵ بیت

هُوَ اَلْحَیُّ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۶۵) قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ اَلَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ لَمّٰا جٰاءَنِی اَلْبَیِّنٰاتُ مِنْ رَبِّی وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۶۶) هُوَ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (۶۷) هُوَ اَلَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (۶۸)

اوست زنده که نیست خدایی مگر او پس بخوانید او را خالص گردانندگان برای او دین را ستایش مر خدا را که پروردگار جهانیان است (۶۵) بگو بدرستی که نهی کردند مرا از آنکه بپرستم آنان را که می‌خوانند از غیر خدا چون آمد مرا بینتها از پروردگارم و فرموده شدم که منقاد شوم مر پروردگار جهانیان را (۶۶) اوست که آفرید شما را از خاک پس از نطفه پس از خون بسته پس بیرون می‌آورد شما را کودکی پس تا برسید بکمال قوت خود پس تا بشوید پیران و از شما کس هست که متوفی می‌شوند از پیش و تا برسید بوقتی نامبرده شده و باشد که شما دریابید بعقل (۶۷) اوست که زنده می‌کند و می‌میراند پس چون قرار شدن دهد امری را پس جز این نیست که می‌گوید مر او را بشو پس می‌شود (۶۸)

زنده باشد بر حیات ذاتی اونه که جز او لا اله غیرهُ
پس ورا خوانید بر وجه نکودین خود خالص کنید از بهر او
هر ستایش هر سپاسی بالیقینهست از پروردگار عالمین
منهی ام گو من که بپرستم کجامی پرستید آنچه را جز حق شما
آن زمان که بیّنات آمد به منو آیت از پروردگار ذوالمنن
هم شدم مأمور که گردن نهمحکم ربّ العالمین از کیف و کم
اوست آن کس کآفرید از خاکتانپس ز نطفه پس ز خون چالاکتان
خون بسته که منی در اربعینیابد آن صورت به وجهی مستبین
طفل آردتان برون از بطن اُمبعد از آن لِتَبلُغُواْ أشُدکُم
یعنی از طفلی قوی گردید و شابپس به شیخوخیت آرد از شباب
باشد از آن پیش بعضی را وفاتنی رسید اعنی به پیری در حیات
تا اجل از سن به سن آرد به نقلتا بیابید آن شما شاید به عقل
اوست آن کس که نماید زنده بازهم بمیراند شما را از مجاز
پس چو حکمی او کند نبود جز اینکه بگوید باش پس باشد یقین
حکم او را چونکه خواهد نوبتینیست حاجت بر اساس و آلتی