گنج

۱۶- آیات ۸۱ تا ۸۳

۲۹ بیت

وَ یَقُولُونَ طٰاعَةٌ فَإِذٰا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیَّتَ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ غَیْرَ اَلَّذِی تَقُولُ وَ اَللّٰهُ یَکْتُبُ مٰا یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اَللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلاً (۸۱) أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ اَلْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اَللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اِخْتِلاٰفاً کَثِیراً (۸۲) وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی اَلرَّسُولِ وَ إِلیٰ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ اَلَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ اَلشَّیْطٰانَ إِلاّٰ قَلِیلاً (۸۳)

و می‌گویند فرمان‌برداریست پس چون بیرون روند از نزد تو تدبیر می‌کنند در شب طایفه از ایشان غیر آنچه می‌گویی و خدا می‌نویسد آنچه تدبیر می‌کنند در شب پس روی بگردان از ایشان و توکل کن بر خدا و بس است خدا وکیل (۸۱) آیا پس تأمل نمی‌کنند در قرآن و اگر بود از نزد غیر خدا هر آینه یافته بودند در آن اختلاف بسیاری (۸۲) و چون می‌آید ایشان را امری از ایمنی یابیم افشا می‌کنند آن را و اگر برگردانند آن را بسوی رسول و بسوی صاحبان امر از ایشان هر آینه بدانندش آنان که استنباط می‌کنند آن را از ایشان و اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش هر آینه پیروی می‌کردید شیطان را مگر اندکی (۸۳)

با تو گویند از تو ما را طاعت استهم در استمرار طاعت منّت است
چونکه بیرون می روند از پیش توشب که با هم می نشینند از عتو
فرقه ای ز ایشان به هم گویند بازغیر از آنچه با تو گویند از مجاز
یا به غیر از آنچه با ایشان سخنگفته ای گویند با هم از فِتن
هستشان بیتوته از شرک و نفاقچیست گفتار دورویان جز شقاق
حق نویسد آنچه را از کارهامیکنند اندر شب آن غدّارها
ز امر او یعنی کرام الکاتبینمی نویسند آنچه هست از ظلم و کین
پس بگردان روی از ایشان با عتاببر تو زین قوم است واجب اجتناب
حکم بر قتل است ایشان را و لیکبهر استقرار دین سِتر است نیک
کن توکل بر خدا کو هست بسبر امور بندگان در هر نفس
اوست کافی بر امور بندگانهمچنین بر دفع شرّ این و آن
نیست هیچ آیا تدبّر خلق رااندر این قرآن پر ضوء و بها
گر که بود از نزد غیر حق در آنیافتندی اختلاف از هر نشان
از رسوم و لفظ و معنی، وز نظامهم ز قانون فصاحت در کلام
زآنکه ناچار است گفتار بشراز تناقض نزد ارباب نظر
چون بر ایشان آید امری ز ایمنییا ز خوف افشا ء کنند از رهزنی
بر رسول آن بِه که بگذارند بازهم اولوالامرش که هستند اهل راز
تا که دانند آنچه ز استنباط خودصدق آن گویند باز از نیک و بد
می فرستاد آن رسو ل منتجبچون به جایی لشکری در خُفیه شب
بر اراجیف از شکست و فتحشاننشر دادند آن خبر را بددلان
آمد آیت که گذارید این خبرباز بر رأی رسول از خیر و شرّ
هم اولوالامر اعنی آن سالارهاکه نکو دانند وضع کارها
هر چه تا باشد صلاح افشاء کنندور صلاح اخفاء بود ، اخفاء کنند
حاصل آنکه کشف اسرار رسولکس نکرد الاّ منافق یا فضول
همچنین پرسند علمِ عقل و شرعاز اولوالامر و رسول از اصل و فرع
مر اولوالامرند آن اثنی عشربعد احمد (ص) تا به مهدی (ع) بر بشر
کز شهود و غیب اشیاء واقفندبر حقایق بر معانی عارفند
ور نبود از فضل حق وز رحمتشبر شما از مصطفی(ص) و عترتش
پس شما بودید و گمراه از سبیلپیرو شیطان و سرکش جز قلیل