گنج

۱۰- آیات ۴۴ تا ۴۸

۳۴ بیت

أَلَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ اَلْکِتٰابِ یَشْتَرُونَ اَلضَّلاٰلَةَ وَ یُرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا اَلسَّبِیلَ (۴۴) وَ اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِأَعْدٰائِکُمْ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَلِیًّا وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ نَصِیراً (۴۵) مِنَ اَلَّذِینَ هٰادُوا یُحَرِّفُونَ اَلْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنٰا وَ عَصَیْنٰا وَ اِسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ رٰاعِنٰا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی اَلدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا وَ اِسْمَعْ وَ اُنْظُرْنٰا لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لٰکِنْ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ بِکُفْرِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً (۴۶) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ اَلسَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اَللّٰهِ مَفْعُولاً (۴۷) إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِکَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اِفْتَریٰ إِثْماً عَظِیماً (۴۸)

آیا ننگرستی به آنان که داده شدند بهرۀ را از کتاب می‌خرند گمراهی را و می‌خواهند که گم کنید شما راه را (۴۴) و خدا داناتر است بدشمنان شما و بس است خدا یاور و بس است خدا یاری‌کننده (۴۵) از آنان که یهود شدند می‌گردانند سخن را از جاهایش و می‌گویند شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو غیر شنونده و مهلت ده ما را پیچیدنی بزبانهاشان و طعنه‌زدنی در دین و اگر آنکه ایشان می‌گفتند که شنیدیم و فرمان بردیم بشنو و مهلت ده ما را هر آینه بود بهتر برای ایشان و راست‌تر و لیکن لعنت کرد ایشان را خدا بسبب کفرشان پس نمی‌گروند مگر اندکی (۴۶) ای آن کسانی که داده شده‌اید کتاب را بگروید بآنچه فرو فرستادیم باورکننده هر آنچه را با شماست پس از آنکه محو گردانیم رویهایی را پس برگردانیم آنها را بر قفاهاشان یا لعنت کنیم ایشان را هم چنان که لعنت کردیم یاران شنبه را و باشد امر خدا کرده شده (۴۷) بدرستی که خدا نمی‌آمرزد که شرک آورده شود باو و می‌آمرزد آنچه فروتر آنست از برای هر که می‌خواهد و کسی که شرک آورد بخدا پس بحقیقت ارتکاب کرد گناهی بزرگ را (۴۸)

هیچ آیا دیدی آنان ای حبیبکز کتاب است آن خسیسان را نصیب
گمرهی را میخرند از هر قبیلهم شما را دور خواهند از سبیل
حق بر اعدای شما داناتر استبر شما در دفع دشمن یاور است
دوستی را حق بس است از برتریهم بود کافی ز بهر یاوری
زآن کسانی کز عناد و از ستممی بگردانند از موضع کَلِم
از پیمبر می شنیدندی یهودهر سخن تحریف می کردند زود
آمد این آیت که تحریف کلامهست چون تحریف تورات از مقام
نعت احمد (ص) هر چه در تورات بودمنحرف کردند از وضعش یهود
همچنین تحریف قول مؤتمنمی کنند از میل و رأی خویشتن
شد سمِعنا و عصینَا قولشانبود نافرمانی اندر حولشان
یعنی اقوال تو بشنیدیم هملیک فرمان کی بریم از بیش و کم
دم ز واسمع غَیرَ مسمع میزدندطاعنان از راعِنَا لَیا بدند
یعنی آن را بشنو و باور مکنزآنکه او را نیست مغزی در سخن
راعِنَا را بر دو وجه است احتمالقصد ایشان بود طعن و احتیال
ظاهرش یعنی که در ما درنگرلیک باطن بود مقصود دگر
بر زبانشان بود نرمی ها چنینلیک بد مقصو د استهزاء به دین
ور که می گفتند بشنیدیم ماهم مطیعیم آنچه گفتی از خدا
هم به جای راعِنَا اندر کلامبود وانْظُرْنَا مر ایشان را تمام
بهر ایشان خیر و اقوم بود لیکلعنت حق بودشان در کفر نیک
پس، از ایشان نگروند الاّ کمییک موحد هست بیش از عالمی
ای کسان که داده شد از حق کتاببر شما آرید ایمان بی عتاب
بر هر آنچه ما فرستادیم آنبر رسول و بندة خود از بیان
وآن موافق هست با چیزی که بودبا شما یعنی که تورات ای یهود
قبل از آنکه رویتان را منطمسما کنیم اعنی که محو و منعکس
پس بگردانیم آن را بر قفازایل اعنی گردد استعدادها
یا کنیم آن فرقه را لعنت چنانکه به اهل سبت و اصحاب آمد آن
امر حق مفعول یعنی کائن استگشت خواهد واقع آنچه کامن است
حق به غیر از شرک از هر کس که خواستهر گناهی را ببخشد گر سزاست
وآنکه بگرفته است انبازی به اوبر گناهی بس بزرگ آورده رو
شرک اندر نزد اهل معرفتذنب نبود سوء ذات است و صفت
گفت زآن رو ذنب را بخشم تماملیک مشرک نیست مغفور از کلام
زآنکه آن شیئیت شیء است و بسنی فعالی کآن شود زایل ز کس
هست ممکن جامه را کردن بدلنی که تن یا شکل را اندر مثل
شرک انکار از وجود واجب استنی ذنوبی کآن به رحمت جاذب است