گنج

۱- آیات ۱ تا ۵

۱۷ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

تَنْزِیلُ اَلْکِتٰابِ مِنَ اَللّٰهِ اَلْعَزِیزِ اَلْحَکِیمِ (۱) إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلْکِتٰابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اَللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ اَلدِّینَ (۲) أَلاٰ لِلّٰهِ اَلدِّینُ اَلْخٰالِصُ وَ اَلَّذِینَ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِیُقَرِّبُونٰا إِلَی اَللّٰهِ زُلْفیٰ إِنَّ اَللّٰهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مٰا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ کٰاذِبٌ کَفّٰارٌ (۳) لَوْ أَرٰادَ اَللّٰهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفیٰ مِمّٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ سُبْحٰانَهُ هُوَ اَللّٰهُ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ (۴) خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اَللَّیْلَ عَلَی اَلنَّهٰارِ وَ یُکَوِّرُ اَلنَّهٰارَ عَلَی اَللَّیْلِ وَ سَخَّرَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی أَلاٰ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْغَفّٰارُ (۵)

بنام خدای بخشندۀ مهربان

فرو فرستادن آن کتابست از خدای غالب درست کردار (۱) بدرستی که ما فرو فرستادیم بتو آن کتاب را براستی پس بپرست خدا را خالص دارنده برایش دین را (۲) دانسته باشد که برای خداست دین بیغش و آنان که فرا گرفتند از غیرش دوستان نمی‌پرستیم ایشان را جز برای اینکه نزدیک کنند ما را بخدا نزدیک گردانیدنی بدرستی که خدا حکم می‌کند میانشان در آنچه ایشان در آن اختلاف می‌کنند بدرستی که خدا هدایت نمی‌کند کسی را که اوست دروغگوی ناسپاس (۳) اگر خواسته بود خدا که بگیرد فرزندی هر آینه برگزیده بود از آنچه می‌آفریند آنچه را می‌خواست دانم پاک بودنش را اوست خدای یگانه قهر کننده (۴) آفرید آسمانها و زمین را براستی می‌افزاید شب را بر روز و می‌افزاید روز را بر شب و مسخر کرد آفتاب و ماه را همه می‌روند برای وقتی نام برده شده دانسته باشید که اوست عزیز آمرزنده (۵)

باشد این تنزیل قرآن در قراراز خدای غالب استوده کار
ما فرستادیم سوی تو به حقاین کتاب جامع اندر هر نسق
پس پرستش کن خدا را این چنینکه تو باشی مخلص او را خود به دین
می بدانید اینکه از بهر خداستدین پاک از شرک و عیب اعنی سزاست
وآن کسانی که گرفتند اولیاءغیر او یعنی خدایان از خطاء
می بگویند اینکه معبودان پستما بنپرستیم الاّ آنکه هست
آن پرستش موجب قرب و هدامی کند نزدیک ما را بر خدا
بینشان حاکم بود حق بی گزافزآنچه اندر وی نمایند اختلاف
راه ننماید یقین خلاّق ناسبر کسی کو کاذب است و ناسپاس
ور خدا می خواست تا گیرد ولدبرگزیدی خود ز مخلوقات خود
آنچه را می خواست یعنی اختیارمی نمود از بهر خود فرزند و یار
آن خدای واحد القهار لیکهست پاک از جفت و فرزند و شریک
خلق کرد ارض و سماء را بالحق اونی به لغو و بیهده در جستجو
اندر آرد لیل را او بر نهارروز را هم بر شب آرد در مدار
همچنین فرمود رام او مهر و ماهمی رود هر یک به وضع خویش راه
تا زمانی نام برده که به سراندر آید دورة شمس و قمر
می بدانید اینکه باشد آن خدایغالب و غفار خود بر ماسوای