گنج

۷- آیات ۳۵ تا ۴۰

۱۲ بیت

قٰالَ رَبِّ اِغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاٰ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ اَلْوَهّٰابُ (۳۵) فَسَخَّرْنٰا لَهُ اَلرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخٰاءً حَیْثُ أَصٰابَ (۳۶) وَ اَلشَّیٰاطِینَ کُلَّ بَنّٰاءٍ وَ غَوّٰاصٍ (۳۷) وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی اَلْأَصْفٰادِ (۳۸) هٰذٰا عَطٰاؤُنٰا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسٰابٍ (۳۹) وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنٰا لَزُلْفیٰ وَ حُسْنَ مَآبٍ (۴۰)

گفت پروردگار من بیامرز مرا و ببخش مرا پادشاهی که سزاوار نباشد برای احدی پس از من بدرستی که تو تویی بغایت بخشاینده (۳۵) پس مسخر کردیم برای او باد که می‌رفت بفرمان او بآهستگی هر جا که اراده کرده بود (۳۶) و دیوها را هر بناکننده و هر فرو روندۀ بدریاها (۳۷) و دیگران را قرین‌کرده‌شدگان در غلها (۳۸) اینست بخشش ما پس عطا کن یا نگاهدار بدون شمار (۳۹) و بدرستی که مر او راست نزد ما هر آینه قربی و خوبی بازگشت (۴۰)

خواست پس آمرزش از پروردگاررَبِّ اغْفِرْ لِی بگفت از اضطرار
اضطرار اعنی که قطع چاره هاکه شود دل منقطع از ماسوی
ده مرا ملکی که آن خود نی سزدیک نفر را بعد من از خوب و بد
خود تویی بخشنده بر تحقیق و راستهر چه خواهی بدهی آن را گر سزاست
ضنّتی او را نبود از این دعابل تمنّا حقّ خود کرد از عطا
آنچه باشد حقّ من یعنی به منکن عطاء وآن بود ملک بی فتن
نیست حاجت هیچ توجیهی دگرهست کافی این بر ارباب نظر
رام پس کردیم او را باد، مارفتی از نرمی به امرش هر کجا
رام هم کردیم دیوان را به سازبهر بنّائی و غوّاصیش باز
دیگران یعنی که دیوان مریدبسته بر اغلال بودندش مزید
این عطای ماست بر تو بر صوابفَامنُنْ أو أمسِک بِغَیرِ حِسَاب
نزد ما او راست جاهی بس بلندبازگشتی بس نکو و ارجمند