گنج

۱۲- آیات ۱۳۹ تا ۱۵۴

۲۳ بیت

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۳۹) إِذْ أَبَقَ إِلَی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (۱۴۰) فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ اَلْمُدْحَضِینَ (۱۴۱) فَالْتَقَمَهُ اَلْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ (۱۴۲) فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلْمُسَبِّحِینَ (۱۴۳) لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۱۴۴) فَنَبَذْنٰاهُ بِالْعَرٰاءِ وَ هُوَ سَقِیمٌ (۱۴۵) وَ أَنْبَتْنٰا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ (۱۴۶) وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ (۱۴۷) فَآمَنُوا فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ (۱۴۸) فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّکَ اَلْبَنٰاتُ وَ لَهُمُ اَلْبَنُونَ (۱۴۹) أَمْ خَلَقْنَا اَلْمَلاٰئِکَةَ إِنٰاثاً وَ هُمْ شٰاهِدُونَ (۱۵۰) أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ (۱۵۱) وَلَدَ اَللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ (۱۵۲) أَصْطَفَی اَلْبَنٰاتِ عَلَی اَلْبَنِینَ (۱۵۳) مٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (۱۵۴)

و بدرستی که یونس هر آینه از مرسلانست (۱۳۹) وقتی که گریخت بسوی کشتی پر کرده شده (۱۴۰) پس قرعه زد پس شد انداخته‌شدگان (۱۴۱) پس فرو بردش ماهی و او بود ملامت کننده (۱۴۲) پس اگر نه اینکه او بود از تسبیح‌کنندگان (۱۴۳) هر آینه می‌ماند در شکمش تا روزی که برانگیخته می‌شوند (۱۴۴) پس انداختیمش در جایی بی‌پناه و او بود بیمار (۱۴۵) و رویانیدیم بر او درختی از کدو (۱۴۶) و فرستادیم او را بسوی صد هزار یا زیاد می‌آمدند (۱۴۷) پس ایمان آوردند پس کامران کردیمشان تا وقتی (۱۴۸) پس طلب بیان کن از ایشان که آیا مر پروردگار تراست دختران و مر ایشان‌راست پسران (۱۴۹) یا آفریدیم فرشتگان را مؤنثها و ایشان بودند حاضران (۱۵۰) آگاه باش که ایشان از دروغشان هر آینه خواهند گفت (۱۵۱) فرزندان آورد خدا و بدرستی که ایشانند هر آینه دروغگویان (۱۵۲) آیا برگزید دختران را بر پسران (۱۵۳) چیست مر شما را چگونه حکم می‌کنید (۱۵۴)

« در بیان فرار کردن یونس(ع) از قوم خود و در کام ماهی افتادن »

بود یونس از رسل هم تا چه گشتشرحش اندر سورة یونس گذشت
یاد کن بگریخت چو از قومش به گاهبرد سوی فُلکِ مشحون او پناه
قرعه زد با اهل کشتی پی به پیپس فتاد آن قرعه ها بر نام وی
خویش را افکند از کشتی به زیرماهی ای بردش به کام از ناگزیر
نفس خود را بوده در تقبیح و لومکه بدون اذن حق رفت او ز قوم
پس نبود ار او به ذکر لایموتتا به روز بعث بُد در بطن حوت
پس فکندیمش به ارضی بی گیاهبُد سقیم و بی غذا و بی پناه
پس برویاندیم در ساعت بر اوبهر آسایش درختی از کدو
تا که قوّت یافت و آسودش بدنآن کدو شد خشک یا خود ریشه کن
پس تأسف خورد از خشکیدنشکه بُد از وی عیش و آرامیدنش
آمد از حق بر ضمیر او خطابکز کدویی کردی اینسان اضطراب
گر ببخشم صد هزار از خلق منخوشتر آید بر من از رنج دو تن
رو به سوی آن گروه بیشمارکه تو را جویند از پروردگار
پس فرستادیم او را در اثرسوی صد ألف از گُره یا بیشتر
پس به او می بگرویدند از یقینبهره ور گشتند از دنیا و دین
ای محمّد (ص) ای رسول منتجبحکم از ایشان اندر ا ین قسمت طلب
که بود پروردگارت را بناتوآن جماعت را پسرها در ثبات
چیست علت که بنات او را سزاستهم پسرها درخور از بهر شماست
یا در ایجاد ملایک بوده اندحاضر ایشان که اِناث آن دوده اند
بُد مَلک حاضر در ایجاد بشرو آدم از ایجاد آنها بی خبر
باش آگه کاین گروه از إفک خودافتراء بندند بر حق در ولد
کاذبند ایشان به قول خود یقینبرگزید آیا بنات او بر بنین
مر شما را چیست که اینسان کنیدحکم در این امر بی تحقیق و دید