گنج

۸- آیات ۴۲ تا ۴۵

۲۶ بیت

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدیٰ مِنْ إِحْدَی اَلْأُمَمِ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً (۴۲) اِسْتِکْبٰاراً فِی اَلْأَرْضِ وَ مَکْرَ اَلسَّیِّئِ وَ لاٰ یَحِیقُ اَلْمَکْرُ اَلسَّیِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ سُنَّتَ اَلْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اَللّٰهِ تَبْدِیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اَللّٰهِ تَحْوِیلاً (۴۳) أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ مٰا کٰانَ اَللّٰهُ لِیُعْجِزَهُ مِنْ شَیْ‌ءٍ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِی اَلْأَرْضِ إِنَّهُ کٰانَ عَلِیماً قَدِیراً (۴۴) وَ لَوْ یُؤٰاخِذُ اَللّٰهُ اَلنّٰاسَ بِمٰا کَسَبُوا مٰا تَرَکَ عَلیٰ ظَهْرِهٰا مِنْ دَابَّةٍ وَ لٰکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ بِعِبٰادِهِ بَصِیراً (۴۵)

و سوگند خوردند بخدا سخت‌ترین سوگندهاشان که اگر آید ایشان را بیم‌کننده هر آینه باشند هدایت‌یافته‌تر از هر یک از امتها پس چون آمد ایشان را بیم‌کننده نیفزود ایشان را جز نفرت (۴۲) از راه سرکشی در زمین و اندیشیدن بدی و احاطه نکنم اندیشیدن بد مگر باهلش پس آیا انتظار می‌برند جز دستور پیشینیان را پس هرگز نیابی مر دستور خدا را تغییری و هرگز نیابی مر دستور خدا را گردیدنی (۴۳) آیا و سیر نکردند در زمین پس بنگرید که چگونه بود انجام آنان که بودند پیش از ایشان و بودند سخت‌تر از ایشان در توانایی و نباشد خدا که عاجز کند او را هیچ چیز در آسمانها و نه در زمین بدرستی که او باشد دانای توانا (۴۴) و اگر مؤاخذه کردی خدا مردمان را بسبب آنچه کسب کردند نگذاشتی بر پشتش هیچ جنبندۀ و لیکن باز پس می‌دارد ایشان را تا وقتی نام برده شده پس چون آید اجلشان پس بدرستی که خدا باشد ببندگانش بینا (۴۵)

وَأقسَمُواْ بِااللهِ جَهدَ أیمانِهِمگشته اند اعنی که بر خود ملتزم
مشرکان مکه یعنی با امیدبر خدا خوردند سوگند اکید
که بیایدشان ز حق گر بیم دهپس شوند ایشان از او ره یافته
از یکی زآن امّتان پیش از اینچون نصارا و یهود و صائبین
پس چو آمدشان نظیر اندر ظهوراز خدا مازَادَهُم إلاَّ نُفُور
از طریق سرکشی اندر زمینهم ز مکر بد که زشت است و غبین
نی احاطه می نماید مکر بدجز به اهل آن به تحقیق و سند
پس برند آیا که ایشان انتظارجز که سنت های پیشین را ز عار
عادت االله بُد چنین جاری ز کلکه عذاب آمد ز تکذیب رسل
منتظر باشند ایشان هم عیانبر عذابی سخت چون پیشینیان
پس نیابی سنة اللّٰه را بگاههیچ تبدیلی در آن از هیچ راه
نی تواند کرد یعنی ز انقلابکس عذابش را مبدل بر ثواب
هم نباشد از مقامش با فنیعادتش را هیچ گردانیدنی
سیر نکنند ایچ آیا در زمینتا چگونه بوده بینند از یقین
مر سرانجام کسانی را که آنپیش از ایشان بوده اند اندر جهان
در توانایی از ایشان سخت ترتا چه بینی باقی از ایشان اثر
ز آتش قهر استخوانشان سوختهنارشان بینی هنوز افروخته
نیست حق تا عاجز از چیزی شوددر سماوات و نه در ارض این بود
او بود دانا به هر عالی و پستهم توانا بر هر آن چیزی که هست
حق نمودی گر ز مردم باز خواستکسب کردند آنچه را از کم و کاست
هیچ از جنبنده بر پشت زمینیک نفر نگذاشتی بر جا یقین
نی که تنها از پری و از بشربل ز هر جنبنده، کآید در نظر
لیک دارد بازشان پس در نسقتا زمانی نام برده گشته حق
پس چو آیدشان اجل بر ناگزیرپس بود حق بر عباد خود بصیر
داند اعنی جمله را جای و مکانهر که را خواهد بگیرد در زمان
هر وجودی کاندر امکان وی استکی برون از علم و فرمان وی است