گنج

۶- آیات ۳۱ تا ۳۷

۲۶ بیت

وَ اَلَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ اَلْکِتٰابِ هُوَ اَلْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اَللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ (۳۱) ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْکِتٰابَ اَلَّذِینَ اِصْطَفَیْنٰا مِنْ عِبٰادِنٰا فَمِنْهُمْ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سٰابِقٌ بِالْخَیْرٰاتِ بِإِذْنِ اَللّٰهِ ذٰلِکَ هُوَ اَلْفَضْلُ اَلْکَبِیرُ (۳۲) جَنّٰاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهٰا یُحَلَّوْنَ فِیهٰا مِنْ أَسٰاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِبٰاسُهُمْ فِیهٰا حَرِیرٌ (۳۳) وَ قٰالُوا اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا اَلْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنٰا لَغَفُورٌ شَکُورٌ (۳۴) اَلَّذِی أَحَلَّنٰا دٰارَ اَلْمُقٰامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لاٰ یَمَسُّنٰا فِیهٰا نَصَبٌ وَ لاٰ یَمَسُّنٰا فِیهٰا لُغُوبٌ (۳۵) وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ نٰارُ جَهَنَّمَ لاٰ یُقْضیٰ عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا وَ لاٰ یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذٰابِهٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی کُلَّ کَفُورٍ (۳۶) وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیهٰا رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا نَعْمَلْ صٰالِحاً غَیْرَ اَلَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ مٰا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جٰاءَکُمُ اَلنَّذِیرُ فَذُوقُوا فَمٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ نَصِیرٍ (۳۷)

و آنچه را وحی کردیم بتو از کتاب آنست حق تصدیق‌کننده مر آنچه را باشد میان دو دستش بدرستی که خدا ببندگانش آگاه بیناست (۳۱) پس بمیراث دادیم آن کتاب را به آنانکه برگزیدیم از بندگان خود پس بعضیشان ستم‌کنندگانند مر نفسش را و برخیشان میانه‌رونده‌اند و بعضیشان پیشی‌گیرندگانند بخوبیها باذن خدا این است آن فضل بزرگ (۳۲) بهشتهای جای اقامت در روند آن را زیور کنند در آنها از دستبندها از طلا و مروارید و پوشش ایشان در آنها پرنیانست (۳۳) و گویند ستایش مر خدا را که برد از ما اندوه را بدرستی که پروردگار ما هر آینه آمرزنده شکرپذیر است (۳۴) آنکه در آورد ما را بسرای اقامت از احسانش مس نمی‌کنند ما را در آن تعبی و مس نمی‌کنند ما را در آن خستگی (۳۵) و آنان که کافر شدند برای ایشانست آتش دوزخ نه حکم کرده می‌شود بر ایشان پس بمیرند و نه تخفیف داده می‌شود از ایشان هیچ عذابش همچنین جزا می‌دهیم هر ناسپاسی را (۳۶) و ایشان فریاد می‌کنند در آن که پروردگار ما بیرون آورد ما را تا کنیم کار شایسته جز آنچه بودیم که می‌کردیم آیا عمر ندادیم شما را آن قدر که پند می‌گرفت در آن کسی که پند گرفت و آمد شما را بیم‌کننده پس بچشید پس نیست مر ستمکاران را هیچ یاوری (۳۷)

وحی کردیم آنچه سویت از کتابباشد آن حق و مصدّق بر صواب
آنچه را که بوده است از پیش از آناز کتاب آسمانی در بیان
یعنی از تورات و انجیل و زبورجمله را باشد مصدّق در ظهور
حق به حال بندگان باشد خبیرهم به جهر و سرّشان یکجا بصیر
ثُم أورَثْنَا الْکِتَاب اندر رشادالَّذِینَ اصطَفَینَا مِنْ عَبِاد
گفت میراث او عطاء را زآن سببکه به کف میراث آید بی تعب
پس ستم بعضی به نفس خود کننداز خلایق که به قرآن نگروند
مقتصد بعضی هم اعنی زآن فریقخود میانه رو بوند اندر طریق
هم از ایشان سابق اندر خیرهاز امر و فرمان خدا در سیرها
غفلت از حقشان نباشد یک شعیروین بود فضلی مر ایشان را کبیر
باغهای با اقامت خواستهکاندر آیند اندر آن پیراسته
دستوانهایی ز لؤلؤ وز ذهبلبسشان در وی حریر اندر حسب
با تو ما گفتیم اینها پیش از ایننی به تکرار است حاجت همچنین
می بگویند این گُره حق را سپاسکه ز ما اندُه برد آن رب ناس
رب ما آمرزگار است و شکوربر سپاس کم دهد اجر از وفور
الَّذِی أحَلَّنَا دَارَالْمُقَامکردمان ساکن در این بیت السلام
از ره بخشش که ما را اندر آننه رسد رنجی نه اندوه و زیان
وآن کسان که نگرویدند از لئیمبهرشان آماده شد نار جحیم
حکم نبود بهرشان از ذوالکرمدر جهنم تا بمیرند از الم
تا به موت اعنی رهند از رنج و تابهم سبک ز ایشان نخواهد شد عذاب
همچنین هر ناسپاسی را جزاءمی دهیم اینسان که دارد اقتضاء
می کنند ایشان در آن فریادهاکه برون از نارمان آر ای خدا
کارها شایسته و نیکو کنیمغیر از آنچه می نمودیم از قدیم
ما ندادیم ایچ آیا عمرتانآن قدر که پند گیرید اندر آن
آنکه گیرد پند و آمد بیم دهبر شما از ما به هر شهری و ده
پس چشید اینک شما رنج سعیرخود فَمَا لِلظَّالِمِینَ مِن نَّصِیر